تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
اگر بسيار باشد ابر گردد و ببارد و گاه ابر نشود و بالا نرفتن بخار بسيار تا طبقه سرد هوا چند علت دارد . 1 - جلوگيرى بادها از بالا رفتن آن بخارها . 2 - فشار باد آنها را گرد هم كند و درهم نمايد براى آنكه كوه در برابر باد باشد . 3 - بادها از هر طرف بوزند و با هم تصادف كنند و مانع از بالا رفتن بخار شوند . 4 - بخشى كه پيشتر است سنگين باشد و كند و بايستد و بخش فروتر بدان بچسبند و بمانند . 5 - هواى نزديك زمين سرد باشد و آنها را نگهدارد چه بسا ديده شود كه بخار اندكى در برابر كوه بالا رفته و بمانند چادرى بر فراز دره كوه كشيده شده و بيننده آن از بالاى كوه بر فراز آن باشد و آنها كه زير آن تيكه ابرند باران دارند و آنان كه بالاى آنند در آفتابند و اگر بخار كم بالا رفته و اندك است و لطيف و بسرماى شب دچار شد ، و درهم شده و بسته شده و در حال پراكندگى فرود آمده كه احساس نشود جز پس از فراهم شدن مقدارى بسيار از آن اگر يخ نزند شبنم باشد و اگر يخ زند عزو باشد . و بسا كه ابر از درهم شدن و پيچيدن خود هوا باشد در صورتى كه هوا باد سرد شود و درهم رود و باز هم همه اين اقسام از آن بوجود آيد . جواب اينست كه چون حدوث اجسام را ثابت كرديم و پذيرفتيم كه خدا قادر است و مختار و ميتواند جسم آفريند نميتوانيم بگفته شما قطع داشته باشيم چه بسا خدا ابر را يكباره بيافريند نه از راهى كه شما گفتيد ، بعلاوه فرض كن چنانست كه شما گفتيد ولى جسم در ذات خود ممكن الوجود است و بايد مؤثرى داشته باشد و همانند و امتياز آنها بوضعى معين از بالا رفتن و فرو آمدن و لطافت و كثافت و گرمى و سردى علتى ميخواهد ، و چون خدا طبيعت آفرين است و طبيعت در اين احوال اثر دارند ، خالق اين احوال هم هست .