ابن عباس گفته : خدا تعالى از بهشت پنج نهر فرو آورد : سيحون ، جيحون دجله ، فرات و نيل مصر و چون يأجوج و مأجوج آيند آنها را برگيرد و قرآن را هم بالا برد « و ما بر بردن آن توانائيم » چنانچه بر فرو آوردنش توانا بوديم .
و چون خدا نعمت آب را يادآور كرد نعمتهاى حاصله از آن را ذكر كرد و فرمود « آفريد براى شما بدان باغها از نخل و انگورها » اين دو را نام برد چون سود بسيار دارند ، هم خوراكند و هم نانخورش ، هم ميوهء تر و خشك « در آنها براى شما ميوههاى بسيار است » يعنى در اين باغها كه نخل و تاك است ميوههاى بسيار است « از آنها زندگى كنيد » .
« آيا نبينى به چشم خرد و ندانى كه خدا براند أبر را » و كالا را مزجات گويند كه هر كس آن را براند « سپس آن را بهم بندد » و تيكههايش بهم جفت كند ، « و آن را درهم سازد » و بينى كه باران از سوراخهاى آن فرود آيد و هم تيكههاى بزرگ چون « كوه از تگرگ » گفتهاند در مظله كوهها است از تگرگ چنانچه در زمين كوهها است از سنگ ، و ظاهر بسيارى از اخبار بر آن دلالت دارد و دليل قطعى بر نفى آن نيست .
رازى در ( ج 6 ص 319 ) تفسيرش گفته : ماديون گويند پديد شدن ابر و باران و برف و تگرگ و شبنم و عزو بيشترش از درهم شدن بخار است و كمترش از درهم شدن خود هوا اما اولى اگر بخارى كه بالا رفته اندك باشد و هوا گرم باشد كه آن را از هم بپاشد تبديل به هوا شود و اگر بسيار باشد و گرمى هوا نتواند آن را از هم بپاشد بالا رود تا بطبقه سرد هوا رسد يا فروتر بماند ، اگر بطبقه سرد رسد و سرما سخت باشد و اجزاء آب بخار پيش از پيوست بهم يخ زنند برف مىشود و اگر پس از آن يخ زنند تگرگ گردد و اگر سرما سخت نباشد آن بخار بتناسب سرما درهم شود و فراهم گردد و بچكد .
بخار درهم شده ابر است و آنچه بچكد بارانست ، و نرمه باران و ترشحات هوا هم از اين ابرها است و اگر بخار فروتر ماند از طبقه سرد : هوا كم باشد يا بيش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٢