شوند كه محو و اثبات دارد و خرده خرده فرود آيند و به اولى اشاره كرده است بقول خود
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
و بقولش
وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
، 39 - الرعد » .
و اشاره كرده بدومى بقول خود « و فرو نفرستيم آن را جز به اندازه معلوم » و از آنجا فرو آيد و در علم شهادت پديدار شود ، و از امام سجّاد عليه السّلام است كه در عرش نمونهايست از هر چه خدا در خشكى و دريا آفريده ، گفته : اينست تأويل قول خدا (
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ
تا آخر ) ( پايان ) .
« و فرستيم بادها را آبستن » بباران و يا آبستن كن درختان چنانچه بادهاى ديگر را عقيم و نازاد ياد كرده « و آن را نوشابه شما ساختيم » و شما خزينهدار آن نيستيد » كه آن را درآوريد و در حوضچهها و چشمهها و چاهها انبار كنيد و نگهداريد و اين كار مدبريست حكيم مانند گردش بادها بسود مردم زيرا طبع آب اينست كه باعماق زمين فرو رود و توقف آن در اندازه دسترس سببى خواهد ( از آنست نوش شما » « و از آنست درخت » و گياهى كه چهارپايان شما در آن ميچرند و گفتهاند هر آنچه رويد درخت نام دارد .
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً
رازى در ( ج 5 ص 278 ) تفسيرش گفته : هر كه سماء را أبر دانسته گفته خدا تعالى بخار را از تك زمين و از دريا بالا برد مانند عرق تا زلال و خوشگوار شود ، سپس ذرات آب آن بهم پيوندد و شكل گيرد ، و خدا به اندازه نياز آن را فرود آورد ، و اگر نه چنين بود كسى از آن سود نميبرد زيرا در تك زمين پراكنده بودند و در دريا شور بودند ، و نميشد آب دريا را بسطح زمين روان كرد چون فروتر از آنند .
اين تقريريست از آنها كه منكر فاعل مختارند ، و اما كسى كه بخداى قادر معترف است نيازى بدين سخنها ندارد ( باندازهاى ) كه زيانبخش نباشد و سودمند باشد براى زراعت و درختكارى و نوشيدن و آنچه خدا نياز و صلاح آنها داند « و آن را در زمين جا داديم » و پايدار ساختيم .