داريد شيطان بآسمانها برآيد و با فرشتهها بياميزد و اخبار غيب بربايد و به زمين آرد و به ديگرى رساند ديگر اخبار بغيب را نبايد از معجزه شمرد و دليل راستى دانست نگويند كه خدا خبر داده كه آنها از اين كار پس از ولادت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله عاجز شدند زيرا گوئيم اثبات اين معجزه توقف دارد بقطع برسالت او ، و قطع برسالت او هم توقف يابد بدين معجزه و اثبات اينكه خبر از غيب معجزه است كه ثابت نشود جز بابطال اين احتمال و دور لازم آيد و آن هم محال است .
و ممكن است جواب آن باينكه ما نبوت او را بمعجزههاى ديگر ثابت كنيم و بدنبال آن بدانيم كه خدا شياطينى را از غيب دانى بدين راه عاجز كرده ، و آنگه اخبار از غيب معجزه باشد و دور نباشد ( پايان ) .
و ميگويم : رواست گفته شود : در لطف و حكمت خدا لازم است كه دروغگو را از اين راه امكان دعوى نبوت و امامت ندهد ، و گر نه واداشتن به كار زشت لازم آيد گرچه نسبت به عوام مردم باشد و از اين رو گفتهاند شعبده هم بدست مدعى كاذب نبوت و امامت بىأثر باشد و محقق نشود ، فتامل .
«
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
» يعنى چيزى نباشد جز اينكه ما بر آفريدن چند برابرش توانائيم ، خزائن را نمونه نيروى خود آورده يا مقدوراتش را انبار شده نموده است كه برآوردنش نياز برنج و كوشش ندارد و فرموده فرو نياريم از آن خزينهها ( جز اندازه معلوم ) كه موافق حكمت است و خواست خدا بدان تعلق گرفته زيرا آفرينش برخى با وصفى و حالى در وقت معين بايد به نظر گزينش حكمتدارى باشد عليّ بن إبراهيم گفته : خزينه آب اينست كه از آسمان فرو شود و براى هر جانورى باندازهاى كه خدا مقدر كرده روزى بروياند و غدا آماده كند .
يكى از محققان گفته : من گويم : تفسير يكم سخن بىتحصيلى است و دوّمى مثلى است براى نزديك كردن مقصود به فهم عمومى و تفسيريست سطحى ولى باطن و تأويل آيه اينست كه خزائن نوشتههاى قلم اعلى است از نخست بر وجه كلى در لوح قضا كه تغيير ناپذير است كه چون سرچشمهاى امور جزئيه از آن در لوح قدر روان