تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
و بسا به دريا فرو رود و ماهيان را بسوزد ، و حكماء در اندازه نيرويش مبالغه كردند از اين راه دليل آوردند كه آتش گرم و خشك است و طبعش ضد ابر است و بايد آتش آن كم‌سوزش‌تر باشد از آتش ما بر حسب عادت ، ولى چنين نيست و نيرومندتر از آتش اين جهانست ، و بايد چنين نيروئى را از خداوند فاعل مختار گرفته باشد . «
وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ
» يعنى اين كافران با وجود اين دلائل در باره خدا ستيزه كنند و در آن چند وجه است . يك : رد بر كسى است كه گفت : بگو كه خداى ما از مس است يا از آهن ؟ . . . دو : رد بر انكار آنها است در باره بعث رستاخيز و ابطال حشر . سه : رد بر آنها در باره اينكه معجزه‌هائى ميخواستند و يا عذاب ريشه برانداز خواهش ميكردند « و او است
شَدِيدُ الْمِحالِ
» يعنى سخت نيرو از حول با ميم زائده يا سخت حيله ، يا سخت كيفر ، يا سخت هم آورد ، و گفته‌اند سخت ستيزه . «
رِزْقاً لَكُمْ
» بيضاوى در ( ج 1 ص 632 ) تفسيرش گفته : يعنى وسيله زندگى از خوراك و جامه «
إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ
» بيضاوى ( ج 1 ص 645 ) مقصود شيطانيست كه دزده خبر از آسمان ميگرفت بواسطه شباهتى كه با فرشته‌ها داشت و مناسبتى كه در گوهر هستى آنها است ، يا بواسطه استدلال از اوضاع كواكب و حركت آنها خبرى در مىآورد ، و از ابن عباس است كه آنها را مانعى نبود از رفتن بآسمانها و چون عيسى عليه السّلام متولد شد از سه آسمان ممنوع شدند و چون محمّد صلى اللَّه عليه و آله بجهان آمد همه آسمانها بوسيله شهاب بر آنها قدغن شد . و بودن شهاب پيش از مولد با آن منافات ندارد چون ممكن است اسباب ديگر هم داشته باشد و هر كه گوش ميگرفت بدنبالش بود شهابى روشن كه همه بينند و آن شعله آتش درخشانى است ، و ستاره و نيزه را هم كه درخشانند شهاب گويند ( پايان ) . رازى در ( ج 5 ص 386 ) تفسيرش گفته : بسا كسى گويد : شما كه روا