تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
را آفريند و با بهترين زبان سخن گويد و خوشتر از همه برايت بخندد سخنش رعد است و خنده‌اش برق . و اين قول دور از باور نيست ، براى آنكه نزد اهل سنت پيكر شرط زنده بودن نيست ، و از خدا بدور نيست كه زندگى و دانش و نيرو و زبان باجزاء أبر دهد و اين آواز مسموع كار او باشد ، چگونه دور است با اينكه بينيم سمندر در آتش زايد ، و قورباغه از ابر و در آن زاده شود ، و بسا كه در برفهاى ديرينه كرمى بزرگ پديدار گردد . و نيز در صورتى كه تسبيح جانوران در زمان حضرت داود عليه السّلام و تسبيح سنگريزه در زمان محمّد صلى اللَّه عليه و آله رواست چرا تسبيح رعد دور باشد و بنا بر اين آنكه رعد نام دارد فرشته است يا نه ؟ دو قول است . يكم : فرشته نيست چون بفرشته‌ها عطف شده . دوم : اينكه از جنس فرشته است و بخصوص ذكر شده از شرافت او . قول دوم : اينست كه رعد نام غرّش ابر است ، و او هم تسبيح گوى خداست زيرا تسبيح و تقديس و مانند آنها همان لفظى است كه دلالت بر پاكى و قدس دارد و چون اين صورت دليل است بر يك وجود برتر از نقص و امكان مىشود تسبيح خداوند و همانست معنى قول خدا تعالى « و نيست چيزى جز اينكه تسبيح گويد به حمد او ، 44 - اسرى » . سوم : تسبيح رعد اينست كه هر كه‌اش شنود سبحان اللَّه گويد ، و اينست كه به دو وابسته است . چهارم : صوفيه گويند : رعد شيون عارفانه فرشته‌ها است ، برق سوزش دل آنها و باران گريه آنها سپس گفته : محققين حكماء گفته‌اند ، اين آثار آسمانى را نيروى روحانى فلكى است ، ابر را يك روح آسمانى تدبير كند ، و همچنان بادها و آثار ديگر را و اين جز قول باينست كه رعد نام فرشته است . سپس گفته صاعقه جدا چيز عجيبى است ، زيرا آتشى است كه از ابر جهد ،