تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
فرشته‌ها مجردند بدين آيه دليل آورده يا مقصود از آنچه در آسمانها است و در زمين از فرشته‌ها چون حافظان و جز آنها ، و ما كه در غير عقلاء اطلاق شود و بر عقلاء هم شده جون هر دو تيره با هم جمعند و اين بهتر است از آوردن لفظ « من » . « و آنان سرباز نزنند » از پرستش او « ميترسند از پروردگار خود از بالاى خود » كه مبادا عذابى بر سرشان آيد ، يا اينكه بر آنها قهر نمايد ، و قول خدا است كه « و او است قهركننده بر بنده‌هايش » 19 - الانعام ، براى آنكه هر كه از خدا ترسد سرپيچى از عبادتش نكند « و انجام دهند هر چه فرمان دارند » از طاعت و تدبير ، و اين است كه فرشته‌ها مكلفند و ميان بيم و رجاءاند ( ج 1 ص 668 تفسير بيضاوى ) . و در باره قول خدا « و فرو نشويم جز بفرمان پروردگارت » در ( ج 2 ص 42 ) گفته : اين حكايت از گفتار جبرئيل است كه در وقتى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از اصحاب كهف و ذى القرنين و روح پرسيدند دير آمد و او ندانست چه پاسخ دهد ، و اميد داشت به او وحى شود و 15 روز تا 40 روز دير آمد و مشركان گفتند : پروردگارش با او وداع كرد و او را ناخوش داشت و سپس بيان آنها فرود آمد ، و مقصود اينست كه ما گاه گاه بفرمان خدا فرو شويم نه بدلخواه . « و از او است آنچه در پيش و در پس ما است و آنچه ميان آنها است » از اماكن و اوقات ، نه از جايى به جائى و نه درگاهى و گاهى فرو نشويم جز بفرمان و خواست او « و نيست پروردگارت تارك تو » و فرو نيامدن ما براى نبودن فرمان او بود نه براى اينكه وانهاده‌ات چنانچه كفار پندارند ، و حكمتى در آن بوده « نه خسته شوند و نه واگيرند » . « و گفتند خدا فرزند گرفته » در باره خزاعه فرو شد كه فرشته‌ها را دختران خدا دانستند و او را از آن تبرئه كرد كه فرمود « منزه است او » « بلكه آنان بنده‌هائى ارجمندند » نه فرزندان او « كه از او پيشى نگيرند در گفتار » مانند بنده‌ها « و بفرمان او كار كنند » و كارى بيفرمانش نكنند « ميداند هر چه برابر آنها و در