تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
خدايش او را فرا نگيرد و دست از دانش خود كشد و بدلخواه نفس پليد و پست پردازد و از لذات معنوى چشم پوشد و بپائين‌تر دركات فرو افتد ، و آنكه نادان است و غرق پليدى بسا كه با اين دانشمند هواپرست و هرزه برخورد و توفيق الهى او را فرا گيرد ، و از دانش او بهره‌ور شود ، و از پليديهاى عالم ماده برهد و باوج عرفان رسد ، و شاگرد در بالاترين درجه سعادت برآيد و استاد بپائين‌تر درجه شقاوت گرايد . و در برخى تفاسير ديدم ، مقصود از دو فرشته مذكور جانست و دل كه از عالم روحانى فرو شدند بعالم جسمانى تا حق را به پا دارند ، و فريفته شكوفه زندگى دنيا شدند و در دام شهوت افتادند و مى غفلت نوشيدند ، و با دنياى هرزه درآميختند و بت هوا را پرستيدند ، و خودكشى كردند از نظر نعمت جاودانى و سزاوار شكنجه درد آور و عذاب سخت شدند . و اين داستان را كه علماى عامه از ابن عباس روايت كردند علماى ما هم از امام پنجم عليه السّلام روايت كردند و شيخ جليل ابو على طبرسى - ره - آن را در ( ج 1 ص 170 - 177 ) مجمع البيان آورده ولى ميان دو روايت اندك اختلافى است ، زيرا در روايت اصحاب ما نيست كه هنگام عذاب ديدن جادو مىآموختند ، بلكه صريح است در اينكه تعليم پيش از عذاب بوده ، و همچنان در آن نيست كه آن زن اسم اعظم از آنها ياد گرفت و ببركت آن به آسمان برآمد . و حاصل اينكه اين داستان از طرق ما و طرق عامه هر دو روايت شده و از حكايات بىسند نيست چنانچه از سخن علامه دوّانى در شرح عقائد عضديّه برآيد آنجا كه گفته : اين داستان نه در قرآنست و نه در سنت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دليلى بر درستى آنست . و دليل آورده كه از دروغها است باينكه اين زن بواسطه آنچه از دو فرشته آموخت يعنى اسم اعظم به آسمان برآيد ولى آنها با اينكه آن را دانند اين كار با دانستن اسم اعظم نتوانند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 263 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى