و با هم در اين باره گفتگو كردند و سخن چينى نمودند از آنچه ميشنيدند و ميديدند از دروغ و از جرأت آنها بر خدا و خدا را منزه ميدانستند از آنچه خلقش به دو بستند و او را بدان وصف كنند .
گروهى از فرشتهها گفتند پروردگارا خشم نكنى از آنچه خلقت در زمين كنند و از دروغ وصف كردن آنها تو را و آنچه بناروا گويند ، و گناه ورزند ، با اينكه آنها را نهى كردى ، بردبارى كنى با آنكه آنها در قبضه قدرت تواند و آسايش از تو دارند .
امام فرمود خدا خواست بفرشتهها قدرت و نفوذ فرمان خود را در همه خلقش بنمايد ، و بفرشتهها بفهماند كه چه منتى بر آنها دارد از اينكه آنچه با خلقش كرده از آنها برگردانده و چه آمادگى به آنها ارزانى داشته از طبع اطاعت و عصمت آنها از گناهان ، فرمود : خدا بفرشتهها وحى كرد كه از ميان خود دو فرشته انتخاب كنيد ، تا به زمين فرستم و به آنها منش خوردن و نوشيدن و شهوت و حرص و آرزو كه خوى آدميانست بدهم و آنها را در فرمانبرى خود بيازمايم .
فرمود : دو فرشته بنام هاروت و ماروت كه بيش از ديگران از آدميان نكوهش ميكردند و براى خدا خشم داشتند بر انسان انتخاب كردند ، و خدا به آنها سفارش كرد كه بشما خوى خوردن و نوشيدن و شهوت و حرص و آرزو دادم و خود را بپائيد كه بت نپرستيد و آدم بىتقصير مكشيد و زنا نكنيد و مى ننوشيد .
فرمود : سپس آسمانها را برگرفت و گشود تا قدرت خود را به آنها نمايد ، و آنها را به صورت آدمى و جامه آن به زمين فرو فرستاد در گوشه بابل فرو شدند و يك ساختمان مجلل كنگرهدارى به نظر آنها جلوه كرد و بسوى آن رفتند و ناگاه در آن زنى نيكو ، زيبا خوشبو ، آرايش كرده آنها را پيشواز كرد ، و چون او را ديدند و با او سخن گفتند و به او خيره شدند سخت دل آنها را بغريزه شهوتى كه داشتند ربود و عاشق او شدند و از او كام خواستند .
گفت من كيشى دارم و جز با هم كيش خود هم بستر نشوم مگر اينكه شما هم
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٨