« بدرقه كنان برف و تگرگ و فروشونده با قطرههاى باران چون فرو شوند » بر زمين نه برابر ، والد گفته : ظاهر اينست كه نزول هر سه مراد است كه فائده عام تامى دهد و تغيير عبارت در تشييع و نزول محض تفنن است يا براى اينكه برف و تگرگ در بسيارى از بلاد زيان دارند ، و از اين رو بطور صريح آنها را نسبت بفرشتهها نداده .
من گويم : بسا بنا بر خبرى كه آيد در اينكه از آسمان تگرگ بر أبر ريزد و أبر آبش كند و باران گردد اشاره بدان باشد چون از نخست بدرقه برف و تگرگ هستند بخلاف باران كه از أبر بهمراه آنند ، يا گفته شود نكته اسناد خير است به خدا و ضرر بفرشتهها زيرا در بدرقه نوعى كمك هست بخلاف هبوط .
گويم : اخبارى در تفصيل اين گذشته و باز هم بيايد .
« قوّام بر خزينه بادها » يعنى نگهبانان آنها و گفتهاند . هرجا در قرآن كريم لفظ رياح آمده بجمع براى رحمت است چون قول خدا « و ميفرستد رياح را مژده بخش ، 46 - الروم » و هر جا بلفظ مفرد است در شرّ است چون قول خدا « و فرستاديم بر آنها باد نازاد ، 41 - الذاريات » گويم : اگر اين قاعده شامل اين عبارت شود نكته در تخصيص خير بذكر روشن است ، و زود است كه اخبار در باره بادها و اسباب آنها و اوصافشان در باب خود بيايد .
« فلا تزول » يعنى كوهها بحفظ گماشتهها از جا در نروند يا خود فرشته پيوسته در آنها بمانند و يكم اظهر است .
« لواعج امطار » بارانهاى سخت و زيان بار كه آفت گياه و ويرانى خانهها است و عوالج آنها يعنى درهم و سيلآسا ، در حديث است كه دعاء با بلاء برخورد و با هم درآويزند تا قيامت ، در فائق گفته : يعنى با هم كشمكش كنند ، در نهايه است كه در حديث دعاء است : آنچه در برگيرندش عوالج رمال ، يعنى ريزه شن درهم « سفره كرام » يعنى نويسندههاى ارجمند ، جوهرى گفته : سفره : نويسندهها
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 192
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٢