زهرة الرياض از عبد اللَّه بن سلام است كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيدم از نخست فرشته كه پيش از نكير و منكر در گور به ميت وارد شود ؟ فرمود : اى پسر سلام فرشتهاى باشد كه رويش چون خورشيد بدرخشد بنام رومان كه بگور آيد و مرده را بنشاند و به او گويد : كردار نيك و بد خود را بنويسد با انگشت خود بجاى قلم و آب دهن بجاى مداد بر قطعه از كفن خود بجاى كاغذ و كارهاى خويش را نويسد .
و چون به كار بدش رسد شرم كند ، فرشته گويد : اى خطا كار در دنيا از خدا شرم نكردى و كردى و اكنون شرم دارى و همه كار نيك و بد را در آن نويسد و فرمايدش در پيچ و مهر بنه ، گويد مهر ندارم ، گويد انگشت بزن و آن را در گردنش اندازد تا روز قيامت چنانچه خدا فرمايد « و هر آدمى طائرش چسبيده به گردن او است تا آخر آيه » سپس منكر و نكير آيند .
و شاذان بن جبرئيل در كتاب فضائل از اصبغ بن نباته آورده كه سلمان - رضي الله عنه - به من گفت : مرا بگورستان بر كه رسول خدا فرموده : اى سلمان چون مرگت رسد البته مردهاى با تو سخن گويد ، و چون او را بردم و مردهها را فرياد زد يكى جوابش داد ، سلمان از مرگ و پس از آن از او پرسيد و او داستانهاى طولانى و هراسهاى بزرگ كه ديده بود در جوابش گفت و در ضمن گفت : چون خاندانم با من وداع كردند و خواستند برگردند از گورم ، پشيمانى مرا گرفت و گفتم كاش بر ميگشتم و يكى از گوشه گور به من پاسخ داد ، نه هرگز ، اين كلمهايست كه او گوينده آنست از پس آنها برزخ است تا روز قيامت .
گفتم : تو كيستى ؟ گفت : منبه ، فرشتهاى كه خدا مرا به همه خلقش گماشته تا پس از مرگ آنها را بكردارشان آگاه كنم تا در برابر خدا كارهاى خود را بنويسند سپس مرا كشيده و نشانيد و گفت : كارهايت را بنويس ، گفتم : شماره آنها را ندارم گفت : نشنيدى قول پروردگارت را « شماره كند خدا آن را و فراموش كرديد » .
سپس گفت : من برايت ميگويم و تو بنويس ، گفتم كاغذ كجا است ؟ گوشه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٥