تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پاشيد آنها به اطراف افتند و گفته‌اند : فرشته‌ها در اطراف آسمان در انتظار رسيدن فرمانند كه دوزخيان را بدان رانند و بهشتيان را تحيت و خوشامد گويند در بهشت ( پايان ) . و گفته‌اند : اين مثلى است براى بيان ويران شدن آسمانها و پراكنده شدن اهلشان به اطراف آنها مانند خانه‌اى كه خراب شود . . . « خازنان باران » فرشته‌هاى گماشته بدرياهاى باران خيز چنانچه از برخى اخبار برآيد ، يا گماشته به اندازه بارانها ، يا آنها كه ابرها را انگيزند و گرچه از بخارهاى زمين و دريا باشند چنانچه مشهور است و زواجر سحاب عطف تفسيرى آنست يعنى راننده ابرها و بدان تفسير شده قول خدا تعالى
فَالزَّاجِراتِ زَجْراً
چنانچه گذشت « و آنكه بآواز راندنش جنجال رعدها شنيده شود » در قاموس است كه رعد آواز ابر است ، و يا نام فرشته‌اى كه آن را ميراند چنانچه مشتريان شتر را باحدى خواندن . اذا سبحت به حفيفة السحاب در اين عبارت نسخه‌ها بسيار مختلفند ، در بعضى سبّحت بياء با تشديد ، و در بعضى با تخفيف ، حفيفة بحاء بىنقطه و دو فاء يك نقطه « خفيفه » با خاء نقطه‌دار و فاء و قاف بعد از آن ، در برخى ، حفيقه با بىنقطه و فاء و قاف بدنبال ، بناء بر تشديد باء ممكن است اشاره باشد بقول خدا « او است كه تسبيح گويد رعد بحمدش ، 14 - الرّعد » و با تخفيف بمعنى شنا است و مناسب‌تر است . حفيف آواى دويدن اسب و پريدن پرنده است ، و خفق آواز كفش است در راه رفتن و حركت پرچم در وزش باد ، ولى حفيق بحاء بىنقطه و فاء و قاف كه در نسخه ابن ادريس است در كتب لغت نيافتيم و شايد سهو قلم است و اين عبارت دنباله كلام پيش است و وصف فرشته ديگر نيست ، و در نسخه ابن شاذان است كه إذا ساق به متراكم السحاب التمعت صواعق البروق چون ابر در هم آن را براند آتش برق از آن بجهد .