ضمه دار و فتحه دار است و منسوب بروح كه جانست يا روح بفتح كه نسيم بهشت است و الف و نون براى نسبت فزوده شدند ، و مقصود اينست كه اجسامى لطيفند و ديده آنها را درك نكند ( پايان ) و آنچه گفتهاند : كه جوهر مجرّد عقل و نفسند رجم بغيب است و آنچه معلوم است نوعى از فرشتههايند « و حملة غيب . . . » غيب دو قسم دارد .
يكم : آنكه دليلى ندارد و مقصود است از قول خدا « و نزد او است كليدهاى غيب ، و جز او كسى نداندش 56 - الانعام » .
دوم : آنچه دليلى دارد چون صانع و اوصافش و روز باز پسين و احوالش بيضاوى چنين ذكر كرده ، و مقصود در اينجا يا خصوص يكم است يا احم « و المؤتمنين » تأكيد است يا عطف تفسيرى يا طائفه ديگر از فرشتههاى مبلغ احكام و شرائع و اولى اظهر است و تكرار مطلب در مقام دعا و عبادت به چند عبارت مؤكد بلاغت است .
« تيرههاى فرشتههاى مخصوص خودت » كه هميشه كارشان عبادتست بخلاف آنان كه بعد ذكر كرده و كار ديگر دارند از بالا رفتن و پائين آمدن و جز آن ، گرچه اين كارها هم عبادت آنها است ، يا اينكه مخصوص باسراريند كه ديگران ندانند .
« و بىنيازشان كردى از خوراك و نوشابه بتقديس خودت » يعنى خلقى هستند كه در بقاء نياز بغذاء ندارند ، و چنانچه نيروى ما بغذاء است نيروى آنها بتسبيح و تقديس و عبادتست .
« و در درون طبقههاى آسمانهات جاشان دادى » دلالت دارد بر رخنه ميان آسمانها كه جاى فرشتهها است « و آنان بر اطرافش هستند چون قيامت شود » اشاره است بقول خدا « و بشكافد آسمان و در آن روز از هم پاشيده باشد و فرشته بر اطراف آنست و بردارند عرش پروردگارت را در آن روز هشتا بر بالاى خود 16 - 17 - الحاقه » طبرسى - ره - در ( ج 10 ص 346 مجمع ) گويد : ارجاء اطراف است ، فرشته اسمى است كه بر يكى و جمعى گويند و آسمان جاى فرشتهها است و چون از هم
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٠