« بپرس از آنها كه پروردگارت را دخترانست و آنان را پسران ؟ » بيضاوى در ( ج 2 ص 334 - 336 ) تفسيرش گفته : فرمان پرسش داد چون براى خدا دختران ساختند كه گفتند فرشتهها دختران خدايند ، و خود پسران برگزيدند ، و اينان گمراهيها بر بتپرستى افزودند ، جسم دانستن خدا ، روا داشتن نيستى بر خدا ، زيرا ولادت ويژه جسم است كه كون و فساد دارد ، و خود را برتر شمردند كه جنس بهتر را برگزيدند .
و بفرشتهها توهين كردند كه آنها را ماده شمردند از اين رو در قرآن بارها آن را انكار كرده و ابطال نموده و آن را از آنچه دانسته كه آسمانها را بشكافد و زمين را تيكه كند و كوهها را يك جا خاك نمايد ، و اين انكار مخصوص دو تاى اخير است كه مخصوص اين طائفه است ، زيرا فساد آنها را همه كس ميفهمد بمقتضاى طبعشان از اين رو آن را در برابر اين پرسش آورد « يا آفريديم فرشتهها را ماده و آنها گواهند » و به چشم خود ديدهاند ، چون اين گونه امور را بايد ديد تا فهميد براى آنكه ماده بودن ذاتى آنها نيست تا به صرف عقل فهميده شود ، و اين استهزاء آنها است و اشعار بنهايت نادانى كه گويا به چشم خود ديدهاند آفرينش آنها را .
« هلا راستى كه از دروغبافى گويند خدا فرزند آورده » زيرا مقتضى ندارد و دليل بر خلاف دارد « و راستى كه آنها دروغ گويند » در آنچه معتقدند « آيا برگزيده دختران را بر پسران » پرسشى است در مقام انكار و استبعاد « شما را چه شده ؟ چگونه قضاوت ميكنيد ؟ » بدان چه عقل نپسندد « آيا نينديشيد » كه خدا منزه از آنست « يا دليل روشنى داريد ؟ » كه از آسمان آمده بر اينكه فرشتهها دختران خدايند ، « بياوريد كتاب خود را » كه بر شما فرود آمده « اگر راستگويانيد » در دعوى خود .
« و ميان او و جن نسبى ساختهاند » مقصود همان فرشتهها است كه بنام جن ياد كرده كه زبونتر از اينند كه دختر خدا باشند ، و گفتهاند : مقصود اينست كه ميگفتند خدا با جن زناشوئى كرده و فرشتهها بيرون آمدند ، و گفتهاند : گفته بودند :
خدا و شيطان برادرند ، « و البته جن ميدانند كه آنان » يعنى كفار يا آدميان يا خود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٩