و آخر دعويشان اينست كه سپاس از آن خدا پروردگار جهانيانست ، 10 - يونس پايان « آنان كه نزد پروردگارتند » يعنى همه فرشتهها يا دستهاى از آنها ، و بنا بر يكم دوام تسبيح آنها مانع از سائر خدمتها نيست با اينكه خدمتها هم خود يك تسبيح است « و آنها خسته و سست نشوند » .
رازى در ( ج 7 ص 387 - 388 ) تفسيرش گفته : در قول خدا « فرشتهها تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان » بدان كه آفريدههاى خدا دو نوعند ، جسمانى كه بزرگترشان آسمانهايند ، روحانى كه بزرگترشان فرشتههايند ، خدا كمال عظمت خود را بتسلط هيبتش بر جسمانى بيان كرد باينكه « نزديك است آسمانها بشكافند از بالاى خود ، 5 - الشورى » .
و بذكر روحانيات پرداخته و گفته « فرشتهها تسبيح گويند بسپاس پروردگار خود » فرشته گوهران را دو علاقه است يكى بعالم جلال و كبرياء كه پذيرش است چون وقتى پرتوهاى صمدانيه بر گوهرهاى روحانيه بتابند پرتو گيرند و ماهيتشان روشن گردد ، و چون اين استفاده را برند بر عالم جسمانى نيرومند شوند ، و در اين صورت دو رو و دو سو دارند ، از يك طرف بسوى حضرت جلال و از سوى ديگر بعالم اجسام و سوى نخست اشرف است از سوى دوم .
چون اين را دانستى گوئيم در جهت نخست كه مقدس علويست در چيز است يكى تسبيح و ديگرى سپاس ، زيرا تسبيح تنزيه خدا است از آنچه او را نسزد ، سپاس ستايش او است ببخشش هر خير و مبرا بودنش از آنچه نشايد پيش است بر فيض بخشى او هر خير و سعادت را ، زيرا حصول هر چه در ذات خود ، مقدم است در رتبه به افاضه بر ديگرى ، از اين رو تسبيح را بر حمد مقدم آورد و فرمود : «
يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ
» .
اما سوى دوم علاقه به ارواح جسمانيه است كه بدان اشاره كرده بقولش « و آمرزشخواهند براى هر كه در زمين است » و مقصود از آن تأثير در نظم احوال اين عالم است و حصول بهترين راه در آن ( پايان ) اين آيه را دليل عصمت فرشتهها