تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
و اقرب اين تفاسير همان نزول خورشيد ببرج حمل است به چند وجه . 1 - معروف‌تر است ميان مردم و بيشتر به كار ميرود ، و خطاب مطلق و عمومى بموضوع عرفى منصرف است نه آنچه ضد آنست زيرا همان معلوم است از عادت و حكمت شرع مانند اينكه اوقات نماز را به گردش خورشيد مربوط ساخته و روزه را بديد ماه نو ماه رمضان و هم حج را و آنها اموريند روشن و همه‌شناس بلكه جانداران هم آن را ميفهمند . اگر بگويى : در بلاد عجم نزول شمس ببرج حمل معروف نيست بلكه مورد انكار است و چرا عرف برخى بلاد را بر برخى ترجيح دادى ، بعلاوه اينكه تو گوئى تازه است و « نوروز سلطانى » است و نخست قديمتر است و گويند تا زمان نوح سابقه دارد و پاسخ اعتراض يكم اينست كه چون عرف متعدد شد عرف شرع مقدّم است و اگر نباشد عرف اقرب بلاد و لغات بشرع ، و منصرف بعرف و لغت عرب شود كه اقرب بشرع است ، و از دوم باينكه هر دو تفسير پيش از اسلام بوده‌اند 2 - مناسب است با آنچه در الأنوار گفته : كه آفرينش خورشيد در شرطين بوده كه در اول حمل‌اند و مناسب است بزرگداشت روزى كه بسر آغاز پديد شدن خود برميگردد 3 - مناسب است با آنچه علىّ بن طاوس گفته : كه آغاز آفرينش جهان ماه نيسان بوده ، نيسان هنگام بودن خورشيد در حمل داخل مىشود ، و چون روز آغاز آفرينش است مناسب است كه روز عيد و شادى باشد و از اين رو وارد است كه بهترين عطر به كار رود ، و پاكترين جامه پوشيده شود ، و شكرگزارى گردد ، به غسل آماده دعا شوند ، و آن را با روزه و نماز مقرّر بكمال رسانند ، كه آغاز نعمت كبرى است و آن برآمدن از نيستى بهستى است و سپس گرايش بشر به ثواب جاويد خدا ، و از اين رو فرمان داريم ببزرگداشت روز مبعث و غدير كه آغاز منصب نبوّت و امامتند ، و همچنان روز ولادت پيغمبر و على عليهما السّلام
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 101 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى