برخى آنها را مثل افلاطون و پيروانش دانسته از اشراقيّين زيرا آنان براى هر نوع از فلك و اختر و عنصر بسيط و مواليد پرورنده مدبّرى ثابت كردند كه او را بكمال آماده برايش ميرسانند قول يكم موافق سلك مليين و ديندارانست و دوم بروش ماديها موافق است گرچه برخى معتقدان بوجود صانع هم بدان گرويدند و اينجا مناسب تحقيق اين بحث نيست .
أبو ريحان گفته هر يك از 12 ماه فارسى 30 روز است و هر روز را نام جدائيست ( و اين نامها با اندك اختلافى همانست كه در حديث ششم باب در نقل اختيارات ماههاى فرس از امام صادق گذشت ) و بدنبالش گفته در نام اين روزها براى هر ماه به همين ترتيب اختلافى نيست جز در « هرمز » كه برخى آن را « فرّخ » نامند و در ( انيران ) كه برخى آن را « به روز » نامند ، و همه ماهها 360 روزند ، و گذشت كه سال 4 / 1 365 روز است و به پنج روز زائد نامهاى ديگر دادند جز نام روزهاى ماه و آنها ، اهشدگاه ، اشتدگاه ، اسفندگاه ، اسفندمذگاه و بهشيشگاهاند .
گويم : سپس آنچه را گذشت با وجوه بسيارى آورده و روز سالشان 365 روز شده ، و ربع را رها كردند تا از جمع آنها ماهى بدست آمده در مدت 120 سال و آن را بماههاى سال افزودند و آن سال را 13 ماه شمردند و نامش را « كبيسه » نهادند و بروزهايش نام همان روزهاى ماههاى ديگر را دادند ، و اين روش را داشتند تا پادشاهيشان نابود شد و دينشان از ميان رفت و پس از آنها 4 / 1 رها شد و سال كبيسه مقرّر نشد تا به حال نخست بازگردد ، و اوقات محموده پس نيافتند ، زيرا اين كبيسه در شوراى دانشمندان فنون مختلف مركز و شهرستانها زير نظر پادشاه انجام ميشد و دست كم يك مليون اشرفى طلا هزينه بر ميداشت ، و بنام عيد كبيسه در آن جشن با شكوهى برپا ميشد و آن سال پادشاه ماليات را برعايا ميبخشيد و 4 / 1 روز را در هر چهار سال يك روز حساب نكردند كه بعنوان كبيسه به آخر يكى از ماهها يا آخر خمسه مسترقه بيفزايند ، زيرا معتقد بودند كه كبيسه در ماه است نه در سال و در روز ، و بعلاوه در كيش آنها هر روز ذكر و دعاى واجبى داشت
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٨