كه بايد نام روز در آن برده شود .
و اين روز فراهم شده نامى نداشت ، و شيوه خسروان آن بود ، كه براى هر روز از خمسه مسترقه يك نوع گل و شكوفه مقرّر كرده بودند كه در بر آنها بگذارند و يك رنگ شراب بمجلس بياورند شيوه منظم كه تخلف پذير نبوده ، و گزاردن ( خمسه مسترقه ) را ميان آبان و آذر اين بوده كه پارسيان گمان ميكردند آغاز سالشان از هنگام آفرينش آدم نخست بوده ، در روز هرمز ، و ماه فروردين كه خورشيد در اعتدال ربيعى ميان آسمان جا داشته ، و آن آغاز هزاره هفتم از هزارههاى سال جهانست نزد آنها .
و منجمين هم گفتهاند ، طالع عالم سرطانست كه خورشيد در آغاز حمل و نيمه نهايت عمارت بوده كه طالع سرطان مىشود ، و آغاز دوره و پيشرفت است و گفتهاند بدانش ناميدند چون سرش از همه بروج بمعموره نزديكتر است ، و شرف مشترى كه مزاج معتدل دارد در آنست ، و پيشرفت همانا از تأثير حرارت معتدله در رطوبت است و سزد كه طالع عالم باشد و گفتهاند وجه تسميه اينست كه با طلوعش چهار طبع كامل شوند و پيشرفت حاصل گردد ، و از اين گونه مانندها گفته است .
چون زردشت آمد و سالها را با ماهى كه از 4 / 1 فراهم ميشد كبيسه كرد ، زمان بآغاز خود برگشت و به آنها گفت مانند او عمل كنند ، و فرمانش را اجراء كنند نام جدائى براى ماه كبيسه ننهادند ، و آن را مكرّر نكردند ، بلكه بنوبه محافظتش نمودند ، و نگران شدند كه مبادا نوبهها بر آنها اشتباه شود ، و پنج روز به آخر ماه كه كبيسه بدان منتهى ميشد منتقل گردند .
و چون در اين كبيسهگيرى مراسم جشن بايد و موافق حكمت و بصلاح پادشاه و رعيت بود اگر در هنگام آن كار كشور نامنظم بود آن را پس ميانداختند تا به دو ماه ميرسيد و اگر مانع پيش بينى ميشد ، دو ماه آن را پيش ميانداختند ، چنانچه در دوران يزدجرد پسر شاپور پيش آمد ، و آن آخر كبيسهاى بود كه عمل
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٩