تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
1 - چكى بپرداخت ماه شعبان بعمر دادند ، گفت كدام شعبان ؟ اينكه در آنيم يا آنكه بعد خواهد آمد ؟ 2 - ابو موسى به عمر نوشت از تو نامه‌ها بما ميرسد كه در عمل بدان سرگردانيم چكى از شما خوانديم بپرداخت شعبان و نميدانيم كدام شعبان ؟ آنكه گذشته يا آنكه مىآيد ؟ عمر شوراى صحابه را تشكيل داد و ضبط اوقات را مطرح كرد ، هرمزان پادشاه اهواز كه بدست او مسلمان شده بود گفت : عجم حساب ماه روز دارند كه از آن خسروان بوده و بيان كرد كه چگونه آن را به كار مىبرند ، و آن را به كلمه « مورّخ » معرب كردند و مصدرش را تاريخ نهادند ، عمر گفت : يك تاريخ براى مردم بسازيد كه اوقات آنها را ضبط كنيم . يك يهودى مسلمان گفت : ما تاريخ اسكندرى داريم و صحابه آن را نپسنديدند و توافق كردند كه مبدأ تاريخشان هجرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله باشد كه وسيله ظهور دولت اسلام شد ، و آن روز سه شنبه 8 ماه ربيع الاول بود ، و غره محرم آن سال بقول اهل حديث پنجشنبه بود ، و بر حسب رؤيت روز جمعه كه در زيجها بدان عمل كردند مگر در زيج معتبر كه از پنجشنبه حساب كرده ، و اين توافق در سال 17 هجرت بود و آغاز ماه اين سال هجرى برؤيت است و گاهى 30 روز تمام است كه تا چهار دنبال هم ممكن است و گاهى 29 روز است كه بسا تا سه تا پى در هم مىآيند . و بدان كه در اختيار هجرت براى مبدأ تاريخ اسلام بر حوادث معروفه ديگر چون بعثت و ولادت پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله وجوه سستى آورده‌اند ، چنانچه گويند سال بعثت معلوم نبوده و موقع ولادت هم مورد اختلاف است ، با اينكه اگر مقصود عدم اتفاق در روز آنها باشد از ماه معيّنى اين اختلاف در هجرت هم هست چنانچه در جاى آن بيان كرديم با اينكه دانستن روز و ماه در اين باره لازم نيست ، و اگر مقصود اختلاف در سال آنها است هرگز كه چنين نيست در زمان ما تا چه رسد بآغاز اسلام و همچنين