تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
باشد يعنى اوائل پائيز ، تا مسافرت و انجام حج بر آنها آسان باشد ، و در موسم خطيب حمد و ستايش خدا ميكرد و ميگفت : من يك ماه به اين سال شما افزودم و هر 3 سال چنين كنم تا كار حج و سفر بر شما آسان گردد و با او موافقت ميكردند ، و محرم را كبيسه ميكرد و نامش را بصفر ميداد ، و نام صفر را بربيع الاول ميداد و همچنين تا آخر سال ، و حج آينده در دهم محرم واقع ميشد كه نزد آنها ذيحجه به حساب مىآمد ، زيرا چون صفر را محرم كرده بودند و آغاز 12 ماه سال محرم آينده ذيحجه ميشد و آخر سال ، و در يك سال دو محرم بود يكى آغاز سال و يكى كبيسه در آخر و آن سال 13 ماه ميشد . بنا بر اين 3 سال پياپى حج در محرم بود و سپس بصفر مىافتاد و سه سال در آن ميماند و به همين ترتيب در هر ماهى و در هر 36 سال دوازده ماه كبيسه داشتند ، و اين كبيسه مشهور زمان جاهليت است و گفته‌اند در هر 24 سال 12 ماه كبيسه داشتند و اين كبيسه مشهور جاهليت بوده گرچه نخست بمقصودشان نزديكتر است ، خلاصه چون دو يا سه سال ميگذشت ، خطيب آن را اعلام ميكرد و چون نسىء را در همه ماهها بنوبت ميفزودند ، در سالى دو محرم داشتند و در سال ديگر دو صفر و چون در سالى ماه حرام مكرر ميشد ، خطيب آن را اعلام ميكرد ، و يكى از آن دو را بصلاح ديدشان حرام مينمود . و چون در زمان پيغمبر سال دهم هجرت نوبت بذيحجه رسيد ، پيغمبر حج را در آن انجام داد و فرمود : « هلا زمانه بروزگارى گرديد كه خدا آسمانها و زمين را آفريد » يعنى حج و نام ماهها به وضع نخست برگشت سپس فرموده خدا را خواند « راستى شماره ماهها نزد خدا 12 ماه است تا آخر آيه » ( پايان ) سال شمسى برگشت خورشيد است در گردش ساليانه خود بنقطه آغاز آن در مدت 4 / 1 365 جز كسرى چنانچه در تذكره گفته است و آن كسر بعقيده بطلميوس 300 / 1 روز است و بحسب ماه‌هاى قمرى 12 ماه و 11 روز جز هفت دقيقه و 12 ثانيه است ، و اين 12 ماه قمرى وسطى را سال قمرى اصطلاحى گويند .