تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
ج : اصطلاحى باشد از منجمان و مردم قديم : أبو ريحان بيرونى در تاريخش گفته : شنيدم ، پادشاهان پيشدادى فرس كه همه دنيا را سراسر مالك بودند سال را 306 روز ميدانستند و هر ماهى 30 روز بىكم و بيش و در هر شش سال يك ماه كبيسه بسال ميافزودند ، و در 120 سال دو ماه كبيسه يكى براى 5 روز زائد و ديگرى براى 4 / 1 روز كسر و آن سال را بزرگ ميداشتند و مبارك ميناميدند ، و در آن مشغول عبادت و كارهاى خوب ميشدند . سپس پس از نسىء عرب و كبيسه أهل كتاب و ديگران گفته : أبو محمّد تائب آملى در كتاب غرّه از يعقوب بن طارق آورده كه هند چهار نوع مدّت به كار دارند . يكم برگشت خورشيد از نقطه‌اى از فلك البروج به همان نقطه كه اين سال شمسى است . دوم 360 بار طلوع خورشيد روزانه كه آن را سال وسطى خوانند چون بيش از سال قمرى و كمتر از سال شمسى است . سوم برگشت ماه از شرطين كه بر سر حملند تا بهمانجا 12 بار كه آن سال قمرى معمولى است . 2 - رازى در ( ج 5 ص 706 ) تفسيرش گفته : در تفسير « و ماندند در غارشان سيصد سال و فزودند نه سال » كه چرا نفرموده سيصد و نه سال و فائده تعبير به « فزودند نه سال » چيست ؟ گوئيم برخى گفته‌اند : مقصود سيصد سال شمسى است و 309 قمرى و اين مشكل است زيرا حساب اين دو درست در نميآيد و طبرسى - ره - در ( ج 6 ص 463 ) تفسيرش گفته و هم ديگران كه : يك يهودى از علىّ عليه السّلام مدّت ماندن آنها را پرسيد ، و آن حضرت از قرآن به او خبر داد و او گفت در كتاب ما 300 سال است فرمود : آن بسالهاى شمسى است و اين بسال قمرى . و اشكالى را كه در تفسير رازيست به دو وجه ميتوان تقرير كرد .