با بىاعتقادى بأثر بخشى آنها ، و بر اينكه اين اعتقاد كفر است و موجب ارتداد و استحقاق قتل .
8 - عياشى : از يعقوب بن شعيب گفت پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از قول خدا تعالى « و ايمان نيارند بيشترشان به خدا جز با اينكه مشركند ، 106 - يوسف » فرمود :
ميگفتند بنوء كذا و نوء كذا باران داريم ، ديگر آنكه به پيشگويان مراجعه ميكردند و آنچه ميگفتند باور ميكردند .
بيان : طبرسى در ( ج 5 ص 267 ) تفسيرش گفته : « و ايمان نياورند بيشترشان به خدا جز اينكه مشركند » در معنى آن چند قول است .
1 - از ابن عباس كه منظور مشركين قريشند معترف بودند كه خدا آفريننده و زندگى بخش و جانگير است با اين حال بت ميپرستيدند و آنها را معبودان ميخواندند .
2 - در مشركان عرب است كه چون از آنها پرسش ميشد چه كس آسمانها و زمين را آفريده و باران فرومىبارد ؟ گفتند خدا ، و آنگه مشرك بودند كه در تلبيه حج خود ميگفتند : لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك ، تملكه و مالك ، تو شريكى ندارى جز آن شريكى كه او را مالكى و تو را مالك نيست .
3 - مشركان اهل كتابند كه به خدا و روز جزا و تورات و انجيل ايمان دارند و بانكار قرآن و نبوّت پيغمبر ما مشركند و اين قول را با آنكه گذشت دارم بن قبيصه از امام رضا عليه السّلام از جدش امام ششم عليه السّلام روايت كرده .
4 - منظور منافقانند كه اظهار ايمان كنند و كفر در دل دارند .
5 - مشبهه باشند كه خدا را يكى دانند و در شرح آن بشرك گرايند ، از ابن عباس است نيز .
6 - منظور شرك در طاعت است نه شرك در عبادت يعنى اطاعت شيطان كنند در گناهان و او را شريك در طاعت خدا سازند گرچه با خدا ديگرى را نپرستند از امام پنجم است ، و از امام ششم عليه السّلام روايت است كه گفتهء كسى ، اگر فلانى نبود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 266
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٦