داريم ، و همچنين سائر ستارهها ، و آن را نوء گفتند ، چون بسقوط يكى در مغرب ديگرى در مشرق برآيد ، و نائى هر چيزيست كه بسنگينى برخيزد و خدا فرمود « سنگين بار ميكرد شتران نيرومند را » 76 - القصص » .
4 - و از همان : بسندى كه به پيغمبر رسيده ، كه غدقن كرد از ذبائح پرى ، و ذبائح پرى اينست كه خانه بخرد ، يا چشمه درآورد و مانند آن و براى دفع فال بد ، حيوانى ذبح كند .
أبو عبيده گفته : مقصود اينست كه نگران بودند و فال بد ميزدند كه اگر ذبحى نكنند و قربانى نگذرانند جن به آنها آفت رساند ، و پيغمبر اين نگرانى را ابطال كرده .
5 - و فرمود صلى اللَّه عليه و إله در نياورند معيوب را بر تندرست يعنى كسى كه شترش گر شده يا دردمند گرديده آن را داخل شترهاى تندرست نكند ، أبو عبيده گفته : براى آنكه - و اللَّه أعلم - ترس دارد خدا شتران تندرست را هم دردمند كند و صاحبش گمان برد كه دردمندها به دو سرايت كرده ، و گنهكار شود .
6 - در خصال ( 105 ) : بسندش از على عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود :
چهار چيز پيوسته در امّتم باشند تا روز قيامت ، فخر بخاندان ، و طعن در نژاد ، و بارانجوئى بستارهها ، و نوحهگرى ( الخبر ) .
7 - در الخرائج : روايت است كه در جنگ تبوك مردم تشنه شدند ، و گفتند يا رسول اللَّه كاش دعا ميكردى خدا ما را سيراب ميكرد ، دعا كرد ، و رودخانهها روان شدند ، و ناگاه مردمى كه لب رود ايستاده بودند ميگفتند : ما بنوء ذراع يا نوء چنانى باران يافتيم ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : بنگريد تا چه ميگويند ؟ خالد گفت : گردنهاشان را بزنم ؟ رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : چنين ميگويند و ميدانند كه خدا باران فرود آورده .
بيان : دلالت دارد كه اين گفته حرام يا مكروه است و سبب كفر نيست
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٥