تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
خدا فرموده « و آنچه بدى بشما رسد بسزاى آنست كه بدست خود كنيد ، 30 - الشورى » در كشاف گفته : چون مردى به سفر ميرفت و بپرنده‌اى گذر ميكرد بدان فال ميگرفت ، و اگر آهو از سمت راستش ميگذشت خوب ميدانست ، و اگر سمت چپش بد ميدانست و چون خوبى و بدى را به پرنده وابستند آن را تعبير از خوبى و بدى آوردند ، و آن قسمت و تقدير خدا است « راستى ما به تو فال بد زنيم » بيضاوى در ( ج 2 ص 309 ) تفسيرش گفته : براى اينكه دعوى او را ناشناس شمردند و زشت شمردند و نفرت بار « اگر باز نايستيد » از اين گفتار خود « بدفالى شما با خود شما است » كه پندار بد و كردار شما است . . . «
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ
» طبرسى در ( ج 9 ص 226 ) تفسيرش گفته : يعنى بهره خود را كه چون روزى شما است دروغ شمردن قرآن ميسازيد ، و گفته‌اند يعنى شكر روزى خود را تكذيب قرآن مينمائيد ، و از ابن عباس است كه گفت : در يك سفرى مردم را تشنگى سختى رسيد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله دعا كرد و سيراب شدند بباران ، و شنيد مردى گويد بباران بخشى فلان ستاره باران آمد ، و اين آيه نازل شد ، و حسن گفته : يعنى بهره خود را از قرآن تكذيبش ميسازيد ، و از على عليه السّلام و از ابن عباس و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله روايت شده كه « تجعلون شكركم » يعنى بجاى شكر و قدر دانى كه بايدتان ، تكذيب مينمائيد ، يا اينكه شكر روزى خود را تكذيب مينمائيد . . .

[ روايات ]

1 - در تفسير على بن ابراهيم ( 263 ) بسندى از أبى عبد الرحمن سلمى كه على عليه السّلام سوره واقعه براى آنها خواند « و تجعلون شكركم أنكم تكذبون » و چون تمام كرد فرمود : من ميدانم يكى خواهد گفت چرا چنين خواند راستش من از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله شنيدم چنين ميخواند ، و چون باران مىآمد ميگفتند اثر فلان ستاره است و خدا فرو فرستاد « شكر شما اينست كه دروغ ميشماريد » 2 - بسندى از امام ششم است كه در
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ
فرمود