بلكه آن و تجعلون شكركم أنكم تكذبوناست .
بيان : جزرى در نهايه ( ج 2 - ص 178 ) گفته : در حديث است كه 3 كار از جاهليت است ، طعن در نسب ، نوحهگرى و أنواء ، ذكر نوء و أنواء در حديث مكرر شده ، و از آنست « ما باران يافتيم به نوء چنانى » و انواء 28 منزل ماه است كه هر شبى در يكى از آنها است ، و خدا فرموده : « براى ماه منازلى مقدر كرديم » در هر 13 شب يك منزلى هنگام طلوع فجر غروب مىكند و ديگرى در برابرش از مشرق برميآيد ، و در يك دوره سال همه گردش ميكنند ، و عرب ميپنداشتند كه با غروب يك منزل و طلوع رقيبش يك بارانيست و آن را بدان وامىبستند و ميگفتند باران ما به برآمدن فلان ستاره است از منازل ماه ، و همانا نوءش خواندند براى آنكه ستاره ديگر از مشرق برآيد و برپا خيزد يا آنكه آن يكى فرو رود و أبو عبيده گفته نوء را بمعنى سقوط جز در اينجا نيافتيم .
و پيغمبر انواء را سخت غدقن كرد براى آنكه عرب آن را باران ده ميدانستند و كسى كه باران را از خدا شناسد و نوء را نشانه آن داند جائز است ، يعنى گويد خدا در اين اوقات باران ميدهد ( پايان ) و ابن العربى هم اين معنا را تأييد كرده ، نووى گفته نشانه دانستن آن هم مكروه است زيرا شعار كفر و نمونه آنست .
3 - در معانى الاخبار ( 326 ) بسند خود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه سه چيز از عادات جاهليت است فخر بنسب ، طعن در حسب ، و باران خواستن بانواء .
صدوق - ره - گفته : بسندى كه جمعى دانشمندان گفتهاند انواء 28 ستارهاند كه مطالع آنها در دوره سال از چهار فصل معروف است در هر 13 شب يكى غروب كند و ديگرى در برابرش طلوع كند ، و هر دو معلوم و نامدارند و در يك سال بگردند و باز ستاره نخست با سال نو برآيد ، و عرب ميگفتند چون ستاره از آنها غروب كند و ديگرى برآيد ناچار باران و بادى بيايد ، و هر بارانى را وابسته بدان ستاره دانستند كه غروب كرده و ميگفتند ما بنوء ثريا ، و يا دبران ، و يا سماك باران
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 264
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٤