تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
قدم را هم نديده‌اند . و بقيه كلام براى اثبات ايمان بغيب باشد يا براى اثبات حدوث بدليل معروف متكلمين كه جهان جدا از حوادث نيست و بايد حادث باشد ، يا اينكه خود حدوث شب و روز كافى است در احتياج بصانع كه آنها را پديد كند و قدم طبيعت سودي ندارد ، و اينكه فرمود : « آيا ميگوئيد آنچه شبانه روز پيش از شما بوده » تا آنجا كه گويد « آيا گوئيد » براى اثبات انقطاع شب و روز است در زمان گذشته ، چون بينهايت محال است ، و اين خود دليل انقطاع زمانست و لازمه آن انقطاع حركات و حدوث اجسام است و اعراض قائمه به آنها ، و از قول او « آيا گوئيد » اثبات امكان جهانست كه مستلزم وجود صانع تعالى است . و بسا كه در احتجاج خود درجه بندى كرده و در آغاز آنها را از حال انكار به حال شك آورده سپس دليل آورده پس از آنجا كه فرموده « آيا ميگوئيد » تا آخر كلام يك دليل باشد و حاصلش اينكه يا زمان پايان پذير است يا نه و بنا بر اول اشياء نياز بصانع دارند چون حادثند پس فرموده او « پس باشد و هيچ كدام نباشند » يعنى صانع باشد پيش از وجود هر كدام آنها سپس دومى را باطل كرده باينكه شما قدم آنها را گفته‌ايد تا نياز بصانع نباشد و خرد حكم مىكند باينكه دليل حاجت بصانع در حادث و قديم يكى است ، و بسا كه تا آخر كلام دو دليل باشد و ما در باره آن تفصيل سخن داديم در مجلد چهارم و اينجا دوباره تفصيل ندهيم ، و دلالت حديث بر حدوث بهر وجه روشن است . 46 - در تفسير على بن ابراهيم ( ص 297 ) « و او است كه آفريده آسمانها و زمين را در شش روز و عرش او بر آب بوده » و اين در آغاز آفرينش است كه پروردگار تبارك و تعالى هوا را آفريد سپس قلم را و فرمانش داد كه روان شود و بنگارد ، گفت پروردگارا چه بنگارم ؟ فرمود : هر چه بود نيست ، سپس تاريكى را از هوا برآورد ، و روشنى