تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
چيزى با او بوده ، ولى خدا بود و چيزى با او نبود ، پس آفريد چيزى را كه همه چيز از آن بود شد ، و آن آب است . بيان - اين گفته او كه « برخى كسانى كه از او پرسيدم گفتند توانائى است » بسا اين پاسخگو پنداشته صفات خدا تعالى فزون بر ذات او است ، و آفريد او است چنانچه عقيده جمعى از عامه است . و بروايت كلينى مىآيد كه نخست آفريده « قدر است » و بسا كه او گمان كرده تقدير خدا تعالى جوهر است ، يا مقصودش از قدرت لوحى است كه خدا تقدير امور را در آن ثبت كرده ، و همچنان گفتن اينكه نخست آفريده‌ها علم است بر بنياد قول به مخلوق بودن صفات است ، در كافى بجاى آن قلم » آمده و آن موافق برخى اخبار است كه مىآيد ، و ما وجه جمع ميان آنها و اخبار ديگر را ذكر خواهيم كرد . گفته او عليه السّلام « لا نه كان قبل عزه » بسا مراد اينست كه خدا غالب و عزيز بود پيش از آنكه عزت و غلبه‌اش بر همه چيز نمايان شود بآفريدن آنها ، از اين رو فرمود « رب العزة » زيرا فعليت عزت و نمايشش از آنست ، و معنا اينست كه ديگرى عزت ندارد در برابر او ، و مراد بعزت در آيه عزت مخلوقات است ، و در كافى است كه « كسى پيش از عزت او نبوده » و اينست معنى گفته او « يعنى كسى پيش از او نبوده كه خدا به او عزيز باشد » و دليلش را قول خدا « رب العزة » آورده زيرا آن دلالت دارد كه خداى سبحان سبب هر عزتيست ، و اگر عزتش به ديگرى باشد آن ديگر رب العزه مىشود و اين خبر نص صريح است بر حدوث و هيچ تاويلى ندارد . 45 - در احتجاج ( ص 10 ) و تفسير امام ابى محمّد عسكرى : از پدرانش عليهم السّلام ، فرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر دهريان حجت آورد و فرمود : چه كشانده و خوانده شما را به گفتن اينكه اشياء جهان را آغازى نيست ، و آنها هميشه بودند و هميشه خواهند بود ، گفتند چون ما قضاوت نكنيم مگر بدان چه مشاهده كنيم ، و نيافتيم براى اشياء جهان پديد شدن و قضاوت كرديم كه هميشه بودند ، و نيافتيم برايشان پايانى و فنائى و قضاوت كرديم كه هميشه خواهند بود ، رسول خدا ( ص ) فرمود : شما قديم بودن آنها را مشاهده