تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
است چنانچه بينى ساختمان در اجزاء خود بهم نياز دارند ، و گر نه مرتب نباشند و استوار نگردند ، و همچنين باشند سائر آنچه بنگريم ، فرمود : اگر اين جهان كه هر جزء آن نيازمند است بجزء ديگر كه آن را نيرو دهد و تماميت بخشد قديم است ، شما به من بگوئيد : اگر حادث بود چگونه بود ؟ و در آن صورت چه وصفى داشت ؟ گويد : همه سرافكنده شدند و دانستند كه براى حادث هيچ وصفى نيابند كه بدانش شرح كنند جز آنكه موجود است در اين جهانى كه پنداشتند قديم است پس خاموش شدند و دم نزدند ، و گفتند ما بنگريم در كار خود ( تا آخر خبر ) . بيان : دهريها گفته‌اند جهان قديم زمانى است و هميشه بوده ، و گفتند همه چيز پيوسته هست ، بلكه برخى پديده‌هاى شبانه روزى را منكرند و گويند هر چه عيان مىشود در درون جهان از ازل بوده تا قديم بودن پديده‌هاى شبانه روزى را هم تصحيح كند ، و وجود آنچه را در حواس خمس ( ديدن و شنيدن و بسيدن و بوئيدن و چشيدن ) در نيايد منكرند و از اين رو وجود خداى صانع را منكرند ، چون حواس او را درك نكنند ، و گويند وجود موجودات از طبايع دنبال هم باشند كه پايان ندارند . چون اين را ثابت نموديم بدان كه ظاهر حديث اثبات حدوث زمانى است ، زيرا ظاهر لفظ « بدء » و آغاز بدء زمانى است ، و مؤيد آنست قولش « و آنها هميشه بوده‌اند و هميشه باشند » و قول او « آيا يافتيد - تا قول او - آيا ميگوئيد آنچه از شب و روز پيش از شما بوده » براى ابطال گفته آنها است در انكار وجود آنچه بحواس درك نشود ، و اثبات وجود ايمان به ناديده به حكم برهان ، زيرا آنها حكم ميكنند به قدم جهان و بتقدم شب و روز بر هم در زمانهاى گذشته و بعدم اجتماع آنها با هم با اينكه هيچ كدام را نديده‌اند ، و بر آنها لازم شود كه بناديده معترف باشند و بدان چه در حس آنها نگنجد ، و محتمل است تا گفته او : « آيا شما شب و روز را مشاهده نكنيد » اثبات حدوث زمانى باشد از راه جدل ، براى آنكه چون آنها حكم به قدم كنند به علت اينكه حدوث را نديده‌اند بر آنها لازم آيد حكم بحدوث كنند چون