تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
كشش آن همين معنا را دارد پس تسويه آسمان پيش از كشش زمين باشد چنانچه ظاهر آيه سوم است . يا اينكه تسويه در آيه سوم و تسويه هفت آسمان در آيه اولى دو معنا دارند و تسويه مطلق بر كشش زمين مقدم است و تسويه بهفت آسمان پس از آنست و اين بهتر است در جمع ميان آيات يا گفته شود ( فاء ) در « فسوّيها » بمعنى « ثم » آمده و لفظ « ذلك » در «
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها
» اشاره ببناء آسمانست و اصل خلق آن نه آنچه پيش از آن ذكر شده ، يا گفته شود لفظ « ثم » براى ترتيب در بيانست نه در آفرينش و تقديم خلق ما في الارض در معرض امتنان آمده پس خلق آنچه در زمين است پس از كشش آن بوده است چنانچه ظاهر همين است و تسويه سماء پيش از آنست و پيش از كشش زمين طبق ظاهر آيه سوم ولى اين يك منافرتى در تعبير دارد با آيه دوم و ما توجيهاتى در اين باره در شرح اخبار آينده آورده‌ايم . بيضاوى در ( ج 1 ص 62 ) تفسيرش گفته كلمه ( ثم ) در دو آيه بقره و السجده براى بيان تفاوت خلق آسمان و زمين است در فضيلت نه در وجود چون لفظ آن در آيه «
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا
» زيرا اگر براى تأخير در وجود باشد مخالف است با ظاهر قول خدا تعالى «
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها
» زيرا كه آن دلالت دارد بر تاخر كشش زمين كه پيش از خلق ما في الارض نسبت بآفرينش آسمان و تسويه آن باشد مگر اينكه « دحيها » جمله جدائى باشد و « الارض » بفعل مقدرى منصوب باشد چون « تعرف يا تدبر امرها بعد ذلك » ولى خلاف ظاهر است پايان جواب دوم براى رفع اصل اشكال اينست كه لفظ « بعد » در آيه سوم براى تاخر زمانى نيست بلكه براى شمارش نعمتها است گرچه پيش و پس باشند زيرا منظور گزارش زمان نعمت نيست بلكه يادآورى آنها است . سوم - رازى در ( ج 8 ص 365 ) تفسيرش گفته است معنى « دحيها كشيد آن را » كشش تنها نيست بلكه كششى آماده براى روئيدن خوراكها كه آن را بيان كرد و گفت « بر آورد از آن آب و چراگاهش را » و اين پس از خلق آسمان بوده زيرا اين آمادگى زمين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 20 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى