گذران جانورانست و آن چهار وقت بهار و تابستان و پائيز و زمستانست و اين تأويل از سياق بدور است « برابر هم » بودند اين روزها و دليلش قرائت يعقوب است كه آن را مجرور خوانده به وصف ايام و گفتهاند : حال از ضمير « اقواتها » يا « فيها است » و مرفوع قرائت شده كه خبر « هي » مقدر باشد « براى پرسشكنندهها » از مدت آفرينش زمين و آنچه در آنست يا به اين معنا كه خوراكها را براى خواستاران اندازه كرده در چهار روز .
« سپس استوار شد بسوى آسمان » و آهنگ آن كرد « و آن دود بود » و بيضاوي « درج 2 ص 385 تفسيرش » گفته و چيزى تاريك بوده و شايد مايه و تيكههاى ريزى بوده كه از آن فراهم شده ، و طبرسى در ( ج 9 ص 6 ) مجمع البيان گفته ابن عباس گفته بخار زمين بوده و گفتهاند يعنى فرمانش بر آسمان استوار شد و رازى در ( ج 7 ص 385 ) تفسيرش گفته : صاحب اثر آورده كه عرش خدا بر آب بود از آنگاه كه آسمانها و زمين را آفريد ، و خدا در آب گرمى پديد كرد و از آن كفى و دودى برخاست و آن كف بر روى آب بماند و خدا خشكش كرد و از آن زمين برآورد و دود برافراشت و بالا رفت و خدا از آن آسمانها را آفريد . و بدان كه اين داستان در قرآن نيست و اگر دليل درستى دارد پذيرفته است و گر نه مردود است و اين داستان در آغاز كتابى كه به گمان يهود تورات است آمده و در آنست كه خدا تعالى آسمانها را از تيكههاى تيره آفريده و اين در خرد گنجد زيرا مادر علم معقول ثابت كرديم كه تاريكى يك كيفيت وجودي نيست بلكه بىنوريست و چون خداى سبحان اتمها را آفريد پيش از آنكه بدانها روشني دهد تيره و بينور بودند و چون آنها را فراهم آورد و آسمانها و اختران و خورشيد و ماه ساخت و در آنها پرتو نهاد نورانى شدند و اين اجزاء اتم در آنگاه كه خدا خواست از آنها آسمان و خورشيد و ماه بسازد تيره بودند و نام دود بر آنها درست آيد زيرا دود اجزاء از هم پاشيده بىنور است .
« پس گفت به آن آسمانها و به زمين بيائيد » بيضاوى گويد : يعنى اثر بخشى و اثرگيرى خود را بر داريد و هويدا كنيد آنچه در شما نهادم از اوضاع گوناگون و هر جور
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦