تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
دانايان بكتابهاى آسماني پيشين هستند ، و برخي گفته‌اند معنا اينست كه اگر منكر اطلاق ( رحمان ) بر خدا هستند از اهل كتاب بپرسند كه چنين لفظى بدين معنا بر خدا اطلاق شده . . . 9 - « بگو راستى گفته شما كافريد بدان كه زمين را در دو روز آفريده » بيضاوى گفته : يعنى در مقدار دو روز يا در دو نوبت و در هر نوبت با شتاب هر چه بيشتر آنچه را بايد آفريده ، و شايد مقصود از زمين جرمهاى بسيط زير آسمانست و منظور از دو بار آفرينش اينست كه يك بار ماده مشترك آنها را آفريده و بار دوم صور مخصوص بهر كدام را و كفرشان ناروا گوئى نسبت بذات و صفات خدا است « و ميسازيد برايش همتاها » با اينكه همتا را نشايد « آنكه » زمين را در دو روز آفريده هم « او پروردگار جهانيانست » آفريننده هر چه است و پرورنده آنها « و نهاده در زمين لنگرها از كوه » بر بالاى زمين بر افراشته تا بيننده‌ها از آن بصيرت يابند و جوينده‌ها سودها برند . ( ج 2 ص 384 تفسير بيضاوى ) رازى در ( ج 7 ص 353 ) تفسير خود گفته : چون اگر كوهها را زير زمين ميساخت گمان ميرفت ستونهائى نگهدار آنند و بر روى آن ساخت تا آدمى بيند زمين و كوه بار سنگينى بر يك ديگرند و نيازمند نگهدارى پايدارند و او جز خداى سبحان نتواند بود ( ج 7 ص 353 ) . « و بركت داد در آن » بيضاوى گفته : ( ج 2 ص 384 ) خير بسيار داد بآفرينش هر جور گياه و جاندار « و اندازه گرفت در آن قوتهايش را » يعنى خوراك اهل زمين را و براى هر نوعى خوراك شايسته به او را معين كرد و يا در هر سرزمينى خوراك مناسب آن آفريد و بجاى « قدّر » قسّم هم قرائت شده « در چهار روز » مقصود تتمه چهار روز است نه چهار روز جدا از دو روز خلق خود زمين كه با هم شش روز شوند چنانچه بذله‌گوئى از بصره تا بغداد ده روز رفتم و تا كوفه پانزده روز و شايد آنكه دو روز نگفته براى بيان پيوست بودنشان به دو روز نخست . من گويم : بسا كه اين چهار روز حمل شود به چهار وقت كه خدا در آنها خوراك جهان را آماده كرده از مردم و چهار پايان و پرنده‌ها و خزنده‌هاى زمين و آنچه در بيابان و دريا است از ميوه‌ها و گياه و درخت و همه آنچه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 15 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى