تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
و هر دو را دليل حصول مصالح جهان و نفي فساد از آن سازيم . 2 - مقصود از رتق و فتق امكان آنها است و عقل دليل است كه همه اجسام شايد كه با هم باشند و يا نباشد و حكم به اجتماع آنان و جداشدنشان از هم يا بالعكس نياز بدليل دارد . 3 - يهود و نصارى اين معنا را ميدانستند زيرا در تورات آمده كه خدا تعالى گوهرى آفريد و بديدهء هيبت بر آن نگريست و آب شد و آسمانها و زمين را از آن آفريد و آنها را از هم جدا كرد و بت‌پرستها با يهود در دشمنى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دوستى داشتند و خدا اين دليل را براى آنها آورد بنا بر اينكه گفته يهود را در اين زمينه باور داشتند . سپس گفته مفسرين در معنى رتق و فتق اختلاف دارند به چند قول يكى - و همان وجه اول طبرسى را آورده و گفته اين وجه مستلزم آنست كه آفرينش زمين پيش باشد بر آسمان زيرا خدا تعالي چون آنها را از هم جدا كرد زمين را به حال خود گذاشت و اجزاء آسمانى را برافراشت . كعب گفته : خدا آسمانها و زمين را بهم چسبيده آفريد سپس ميان آنها بادى آفريد و بدان از همشان جدا ساخت سپس وجه دوم و سوم را آورده و سوم را ترجيح داده و تأييد كرده بفرموده خدا تعالى ( 12 و 13 - الطارق ) سوگند به آسمان برگشت دار يعنى ريزش باران و به زمين شكافدار بروئيدن گياه و هم بفرموده خدا « و ساختيم از آب هر چيز زنده‌اى را » سپس گفته تفسير چهارم گفته ابى مسلم اصفهانى است كه گويد روا است مقصود از رتق و فتق ايجاد و اظهار باشد چون فرموده خدا ( 2 - الفاطر ) فاطر و آفرينندهء آسمان و زمين و ايجاد را بلفظ فتق گزارش داده و حال پيش از ايجاد را به رتق ، من گويم : تحقيقش اينست كه در نيستى محض چيزها ممتاز و اعيان جدا نيست و نيستى بماننده بستگى است و حقائق در پرتو هستي از هم جدا شوند و از اين رو رتق را تعبير به نيستى آورده و فتق را براى هستى . قول پنجم ، شب پيش از روز بوده بفرمودهء خدا ( 28 - يس ) « نشانه‌اى است بر ايشان كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 13 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى