صحيفه بر ادريس ، و بيست صحيفه بر ابراهيم ، و تورات و انجيل و زبور ؟ گفتم راست گفتى اى آقايم ، امام عليه السّلام فرمود : اى سلمان بدان كه شاكّ در امور ما و علوم ما چون مردّد در شناخت ما است و حقوق ما ، با اينكه خدا در كتابش ولايت ما را واجب كرده ، و بيان كرده در آن آنچه را بايد به كار بست و آن مشروح نيست .
من گويم : اين خبر پر غريب و ناشناس است و من بدان اعتماد ندارم چون از اصل معتبرى نيست گرچه بصدوق نسبت داده شده .
32 - در بصائر بسندش از ابان بن تغلب ، گفت : نزد امام ششم عليه السّلام بودم كه مردى از دانشمندان يمن نزد او آمد و امام عليه السّلام به او فرمود : اى يمانى ميان شما دانشمندانى هستند ؟ گفت : آرى ، فرمود : دانش آنها تا كجاها ميرسد ؟ گفت :
در مسير يك شب دو ماه ميرود ، و از پرندهها فال ميگيرد و پى زنى مىكند ، به او فرمود دانشمند مدينه داناتر است از دانشمندان شما ، گفت دانش او تا كجا ميرسد ؟ فرمود در يك بامداد يك سال راه ميرود ، مانند خورشيد كه فرمان دارد ، و امروزه بيش از آن فرمان ندارد ، ولى چون فرمان يابد ، درنوردد دوازده خورشيد ، دوازده ماه ، دوازده مشرق ، و دوازده مغرب ، و دوازده بيابان ، و دوازده دريا ، و دوازده جهان را ، گفت : در دست يمانى چيزى نماند ، و ندانست چه گويد ، امام عليه السّلام سخن را باز داشت .
بيان : شايد مقصود يمانى از مسير دو ماه اينست كه در يك شب تا مسافت دو ماه در شهرها و اهل آنها بحسب نجوم قضاوت مىكند و مؤيد آنست كه در احتجاج چنين است « عالمشان فال پرنده زند و پى زند ، در يك ساعت به اندازه سير يك سوار تندرو » و بسا منظور از پى زدن حكم باوضاع اختران و حركات آنها است و بفال پرنده آنچه ميان عرب معمول بوده كه بحركات پرندهها و آوازشان پيش بينى ميكردند .
33 - در بصائر بسندش از عبد اللَّه بن سنان گفت : پرسشى كردم از امام ششم عليه السّلام فرمود من حوضى دارم ميان بصرى ( شهرى بوده در مرز شام ) تا به صنعاء ( پايتخت يمن )
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٣