دارد و او بر آن سوار شود ، هلا كه او بر ابر سوار شود ، و باسباب برآيد اسباب هفت آسمان و هفت زمين كه پنج آن آبادند و دو تا ويران .
35 - و از همان بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه فرمود : على عليه السّلام داراى هر آنچه شد كه روى زمين است و هر آنچه در زير زمين ، و دو ابر بر او عرضه شد يكى رام و ديگر سركش ، در سركش ملك هر آنچه بود كه زير زمين است ، و در رام ملك آنچه در روى زمين است ، و او ابر سركش را بر رام برگزيد ، و در هفت زمين او را گردانيد ، و يافت كه سه تا ويرانست و چهار تا آباد .
36 - در يكى از مؤلفات قدما است بسندى از ابى جعفر ميثم تمار گفت : من پيش مولايم امير المؤمنين عليه السّلام بودم كه غلامى در آمد و در ميان مسلمانان نشست ، و چون آن حضرت از احكام فارغ شد ، آن غلام نزد او برخاست و گفت : اى ابا تراب من پيامى برايت آوردم كه كوهها را ميلرزاند از طرف مرديكه قرآن را از اول تا آخر از بر دارد ، و دانا بعلم قضاوت و احكام است ، و از تو در سخن شيواتر و به اين مقام سزاوارتر است ، آمادهء پاسخ باش ، و بآراستگى سخن بپرداز .
خشم در چهره امير المؤمنين پديد شد و بعمار گفت شترت را سوار شو ، و در قبائل كوفه بگرد ، و به همه بگو : على را اجابت كنيد تا حق را از باطل امتياز دهيد و حلال را از حرام ، و تندرستى را از بيمارى ، عمار سوار شد و دمى نگذشت كه ديدم عرب چنانچه خدا گفته « نباشد جز يك فرياد و بناگاه آنان همه از گورها بسوى پروردگارشان سرازير ميشوند ، 51 - يس » مسجد جامع كوفه بر حاضران تنگ شد و مردم چون ملخ بر كشت تازه رسيده بر هم برآمدند و عالم اروع و بطل انزع برخاست و بمنبر بالا رفت و فراز گرفت و سينه صاف كرد ، و هر كه در مسجد بود خاموش ماند و او فرمود :
رحمت كند خدا هر كه شنود و فرا گيرد ، أيا مردم ! كه پندارد او امير المؤمنين است ؟
به خدا امام امام نباشد تا مرده زنده كند ، يا از آسمان باران ببارد ، يا كارى كند مانند اينها كه جز او از آن درماند ، در ميان شما كسانيند كه ميدانند منم آيت باقيه و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٥