تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
2 - به همين كفار گفته شده كه شما باحوال سعادت و شقاوت و سرنوشت نادانيد و نتوانيد خود را برتر از ديگران دانيد پايان ، و عياشى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : بار خدايا اسلام را به عمر بن خطاب يا ابو جهل بن هشام عزيز ساز و خدا اين آيه را در باره آنها به دو فرستاد : و در كافى ج 1 / 440 از امام جواد آورده كه خدا تعالى پيوسته در يگانگى خود يكتا بود و سپس محمّد و علي و فاطمه عليهم السّلام را آفريد و هزار روزگار ماندند و سپس همه چيز را آفريد و آنان را گواه آفرينش آنها نمود و فرمانبريشان بر آنها روا داشت و كار همه را بدانها واگذاشت « تا آخر خبر » و اين خبر صريح است در حدوث همه اجزاء عالم . 7 - « آيا نبينند آنان كه كافرند » طبرسى ره گفته پرسشى است براى سركوبى و معنا اينست كه آيا نميدانند كه خداى سبحان است كه اين كارها مىكند و جز او بر آنها توانا نيست ؟ پس او است معبود شايسته پرستش نه ديگرى « راستى كه آسمانها و زمين هر دو بسته بودند و ما گشاديمشان » يعنى هر دو بستگى داشتند و بهم چسبيده بودند و بسته بودند و ما آنها را بوسيله هوا از هم جدا كرديم ، از ابن عباس و ديگران نقل شده ، و گفته شده : همه آسمانها در هم بودند و ما آنها را از هم باز گشوديم تا هفت آسمان شدند و زمين همچنين بود و آن را بهفت زمين برگشوديم و از مجاهد و سدى چنين نقل شده و گفته‌اند : آسمان بسته بود و باران نميداد و زمين بسته بود و گياه نداشت و آسمان را بباران گشوديم و زمين را بگياه - از عكرمه و عطيه و ابن زيد است و از امام باقر و امام صادق همچنين روايت شده پايان ( ج 7 ص 45 تفسير مجمع البيان ) . رازى گفته : رؤيت يا ديدنست يا دانستن و اولى مشكل است چون مردم آن را نديدند و خدا هم فرموده : « من آنها را گواه آفرينش آسمان و زمين نساختم » و دومى هم مشكل است براى آنكه هر جسم پذيراى رتق و فتق است ولى حكم باينكه نخست بسته بوده و سپس گشوده شده راهى جز بيان شرع ندارد و مناظره با كفار منكر رسالت بدين بيان نشايد و پس از اختيار وجه دوم اشكال را چند جواب داده : 1 - ما نبوت محمّد را بمعجزه‌هاى ديگر ثابت كنيم و سپس قول او را دليل آوريم