23 - در خرائج بسندش از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : اى على راستى كه خدا حاضر كرد تو را با من در هفت جايگاه ، و آنها را ياد كرد تا جايگاه دوم ، فرمود : جبرئيل آمد و مرا به آسمان برد و به من گفت : برادرت كجا است ؟ گفتم :
او را بجاى خود نهادم ، گفت : از خدا بخواه او را با تو بياورد ، از خدا خواستم و ناگاه تو با من بودى ، و براى من پرده بردارى شد از هفت آسمان و هفت زمين تا ساكنان و آبادكنندهها و جاى هر فرشتهاى را در آسمانها ديدم ، و نديدم چيزى از آنها جز كه تو هم ديدى .
24 - گويم : برسى در « مشارق الانوار » روايت كرده از ثمالى از امام چهارم عليه السّلام ، فرمود : راستى خدا آفريده محمّد و على و نژاد پاكشان را از نور عظمت خود و آنان را پيكرهها واداشته پيش از مخلوقات ، سپس فرمود : تو گمان دارى خدا خلقى جز شما نيافريده ، آرى به خدا البته خدا هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفريده ، و تو به خدا دنبال همه اين عالمهائى .
25 - در كتاب واحدة روايت شده از امام صادق عليه السّلام كه خدا را دو شهر است يكى در مغرب و ديگرى در مشرق به آنها جابلقا و جابرسا گويند درازى هر كدام 12 هزار فرسخ است ، در هر فرسخ درى است ، در هر روز از هر در هفتاد هزار درون روند و مانند آن برون شوند و تا روز قيامت باز نگردند ، نميدانند خدا آفريده آدم را و نه ابليس و نه خورشيد و نه ماه را آنان به خدا فرمانبرترند براى ما از شماها براى ما ميوه آرند در غير فصل آن ، گماشتهاند بلعن بر فرعون و هامان و قارون .
26 - از ابن عباس روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : راستى پشت قاف جهانيست كه جز من بدان نميرسد ، و آن فراگير بهر آنچه هست كه در پس آنست و من مانند اين دنياى شما آن را ميدانم ، و منم نگهبان و گواه بر آن ، و اگر بخواهم همهء دنيا و سراسر هفت آسمان و هفت زمين را در كمتر از يك چشم بهمزدن بگردم ميتوانم ، براى اسم اعظمى كه نزد من است ، و منم آيت عظمى ، و معجز باهر .
27 - و نيز روايت شده از امير المؤمنين عليه السّلام كه روزى فرمود : آه اگر براى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٧