تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
چون خود را از آنها باز داريم پندارند ، از خشم بر آنها است . اوقاتى كه نزد آنها ميرويم در نظر دارند ، نه خسته شوند و نه سست گردند ، قرآن را چنانچه به آنها آموختيم قرائت كنند ، و در تعليم ما چيزها است كه اگر بر مردم خوانده شود بدان كافر شوند و منكر آن باشند ، از مشكلات قرآن از ما ميپرسند و چون بر ايشان شرح ميدهيم خوشدل ميشوند از آنچه از ما ميشنوند ، و براى ما عمر دراز ميخواهند و اينكه ما را از دست ندهند ، و ميدانند در اينكه به آنها مىآموزيم نعمت بزرگى است از خدا كه به آنها عطا شده ، آنها با امام قائم خروجى دارند . و اسلحه داران آنها پيشتازند و خواستار نصرت امامند . پير دارند و جوان چون جوانشان پيرى بيند بنده‌وار برابر او نشيند و برنخيزد تا او فرمانش دهد بهتر از همه ميدانند امام چه دستورى دارد و تا به آنها فرمانى دهد بر آن ايستادگى دارند تا فرمان ديگر صادر كند اگر به همه خلق ميان مشرق و مغرب درآيند در يك ساعت همه را نابود كنند ، آهن در آنها اثر نكند ، شمشيرهائى از آهن دارند جز آهن معمولى اگر يكيشان بكوهى شمشير زند آن را دو نيم كند امام بدانها است كه با هند و ديلم و گروه روم و بربر و فارس نبرد كند . و در ميان جابرسا تا جابلقا كه دو شهرند يكى در شرق و ديگرى در مغرب اهل هر كيشى را به خدا عز و جل و اقرار به پيغمبرى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و توحيد و ولايت ما خانواده دعوت كنند هر كه پذيرد و مسلمان شود او را رها كنند و فرماندهى بر او گمارند از خود و هر كه نپذيرد و مسلمان نشود او را بكشند تا در ميان مشرق و مغرب و پائين كوهستان كسى جز مؤمن نماند . 18 - بصائر صفار بسندش از امام ششم عليه السّلام كه فرمود : براى خدا شهريست پشت دريا بمسافت چهل روز سير خورشيد ، در آن مردميند كه هرگز نافرمانى نكردند ، و ابليس را نشناسند ( الخبر ) بيان گويا حديث محمّد بن مسلم دو تا است كه از راوى يا نويسنده آخر يكم و آغاز دوم ساقط شده و آخر يكم همانست كه به همين سند در كتاب امامت گذشت كه فرمود :