خوشمزهتر بود و از عسل شيرينتر و از برف سپيدتر ، سپس پرنده كور آفريدم كه در هر هزار سال يك دانه خردل خوراكش بود و آنها را خورد تا پايان يافتند .
سپس دنيا را ويران كردم تا 50 هزار سال ، سپس آن را آباد ساختم تا 50 هزار سال سپس در روز جمعه هنگام ظهر پدرت آدم را بدست خود آفريدم ، و جز او را از گل نيافريدم . و از پشت او پيغمبر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را برآوردم .
بيان اين روايت از مخالفين است كه مؤلف جامع نقل كرده و من هم از او نقل كردم و اعتماد بدان ندارم .
17 - در كتاب منتخب البصائر و كتاب المحتضر بسندش از محمّد بن مسلم گفت : از امام ششم عليه السّلام پرسيدم از اندازه ميراث علم كه يك امور كلى است يا شرح هر آن چيزيست كه ماها در باره آن سخن كنيم ؟ فرمود : راستى خدا عز و جل را دو شهر است ، يكى در مشرق و ديگرى در مغرب ، در آنها مردمى باشند كه ابليس را نشناسند ، و آفرينش او را ندانند ، در هر حال ما آنها را ملاقات كنيم ، از ما هر چه نياز دارند بپرسند و از ما خواستار دعاء شوند ، و به آنها بياموزيم و از ما بپرسند كه قائم ما كى ظهور كند ، عبادت و تلاشى در خداپرستى دارند ، فاصله ميان دو لنگه شهرشان صد فرسخ است ، تمجيد و دعاء و كوشش سختى دارند .
اگر شما به آنها بنگريد كردار خود را ناچيز شمريد ، يكى از آنان يك ماه سرش به سجده نمازش باشد ، خوراكشان تسبيح است ، و جامهشان برگ و چهرهشان تابان ، چون يكى از ائمه را بينند او را بليسند و گردش را بگيرند ، و از خاك زير پايش بردارند و بدان تبرك جويند ، چون نماز گزارند بانگى بلند كنند سختتر از بانگ گردباد ، گروهى از آنها از آنگاه كه انتظار ظهور قائم ما را دارند اسلحه به زمين نگذاشتهاند ، در حال آماده باشند ، و از خدا عز و جل خواستارند كه ويرا بدانها بنمايد . عمر هر كدام هزار سال است ، در چهره آنها خشوع و خدا ترسى و خداجوئى نمايانست .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 254
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٤