از اين امورى كه مردم در آن سخن گويند از طلاق و فرائض ارث ، فرمود : راستش على عليه السّلام همه دانش را نوشته ، قضاوت و فرائض ارث را و اگر ما بر سر كار باشيم چيزى نباشد جز در آن قانونيست كه آن را اجراء كنيم ، و آغاز دومى همانست كه بروايت صفار آورديم ( لحس ) ليسيدن چيزيست و بسا كه مقصود اهتمام در اخذ دانش است تا جايى كه ميخواهند همه دانش او را فرا گيرند ، چون كسى كه كاسه ليسد تا همه آنچه در آنست برگيرد ، در برخى نسخ است ( لحبسوه - او را بازداشت كنند ) يعنى براى بهرهورى .
19 - در منتخب البصائر بسندش از امام ششم فرمود : خدا را شهريست در مشرق بنام ( جابلقا ) كه 12 هزار در طلا دارد ، ميان هر درى تا ديگرى يك فرسخ است بر هر درى برجى است كه 12 هزار جنگجو دارد كه دم اسبها را گره زده و تيغ و سلاح را تيز كرده و در انتظار ظهور قائم ما هستند ، و خدا شهرى دارد در مغرب بنام ( جابرسا ) با همين وصف ، منم امام آنها .
20 - در كافى ( روضه 220 ) بسندش از ابن عباس ، گفت : پرسش شد امير المؤمنين عليه السّلام از خلق ، فرمود : خدا 1200 در خشكى آفريده و 1200 در دريا و 70 جنس از آدميزاده ، و همه مردم فرزند آدمند جز يأجوج و مأجوج .
21 - و از همان ( روضه كافى 231 ) بسندش از ابى حمزه گفت : امام پنجم شبى كه نزد او بودم نگاهى به آسمان كرد و به من فرمود : اى ابا حمزه ، اين گنبد پدر ما آدم است و راستى كه خدا عز و جل 39 گنبد جز آن دارد ، در آنها آفريدهها هستند كه يك چشم بهمزدن نافرمانى خدا نكردند .
22 - و از همان ( روضه كافى 231 ) بسندش از عجلان بن صالح گفت : مردى نزد امام ششم آمد و به او گفت : قربانت : اين گنبد آدم است ؟ فرمود : آرى و خدا را گنبدهاى بسيار است هلا راستى كه پشت اين مغرب شما 39 مغربست زمينى است درخشان پر از خلقى كه بنور او تابانند و خداى عز و جل را يك چشم بهمزدن نافرمانى نكردهاند ندانند خدا آدم را آفريده يا نه بيزارند از فلان و فلان .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٦