منشأ تحقق زمانيست نزد حكماء در همه متصور « 1 » است . برخي صوفى مآبان گفتهاند زمان هم روح مجردى دارد كه چون نفس است براى تن چنانچه مكان هم روح مجردى دارد و روح زمان و مكان از عوارض مجردات هستند و اين سخن مانند بسيارى از خيالبافيهاى ديگرشان قابل فهم نيست و خرد پذير نميباشد و بهر حال اين آيه و آيههاى ديگر آينده دليل بر حدوث آسمانها و هر آنچه در آنها است ميباشند ، زيرا آنچه در روز آخر پديد شد پنج روز گذشته در پيش خود دارد و بقايش پايان پذير است و وجودش در گذشته به نيستى پيوندد و هر چه پيش از خود نيست بوده حادث است و آنچه در روز نخست پديد شده به اندازه محدودى از آخرى وجود دارد پس همه موجودى پايان پذير و حادث باشند و اين ايراد بر حكماء لازم آيد كه خود زمان هم حادث است زيرا مقدار حركت فلكى است كه خود حادث است .
فخر رازى گفته : مراد از شش روز شش حال است زيرا آسمان و زمين و ما بين آنها خود سه چيزند و هر كدام ذاتى دارند و صفتى كه شش ميشوند و دوران آفرينش هر كدام روزى تعبير شده چون آدمى آنها را از روزنه زمان مينگرد كه ظرف هر كاريست و روز
هامش
( 1 ) آسمانها از نظر قرآن همان طبقات فضاء است كه سياره و اختران در آن گردش دارند و از اين نظر هفت درجه طبقه بندى شدند و قرآن از نظر نمايش لاجوردى فضا از آن به دخان تعبير كرده و تعبير از دوران آفرينش آسمان و زمين به شش روز تقريبى است از دورههاى تكامل آفرينش جهان ماده كه آغازش مايعى و مادهاى سيال بوده كه از آن به آب نام برده شده و بيش از آنچه بيان شده است در خور فهم بشرى از نظر عمومى كه قرآن بدان ناظر است نبوده و قرآن در بيان اين امور نظرى به زبان دانشمندان فلسفه ندارد و منظور شناسائى مردم است از پيدايش جهان به نيروى خداوند منان و عبرتگيرى از تفكر در آفرينش براى شناختن آفريننده آن و تعبير از اختران باينكه زيور آسمان نزديكند مؤيد آنست كه طبقه جوى فضا كه نمايش ده اختر است از نظر قرآن خود يك طبقه از آسمان است و اختران از نظر ديد مردم زيور آنند و نظر بجاى حقيقى دور و نزديكى آنها ندارد ( شرح مترجم )