آنها است زيرا طبقات آسمان در ذات خود مختلفند و در آثار و حركات متفاوت و آن را مقدم داشت براى شرافت و برترى مكانش .
شرح :
سماء در زبان عرب بالا است و آسمان در زبان پارسى بالاى چرخنده است عرب به بالا نگريسته و فضاى كبود را همان بالاى سر گفت و پارسيان با دقت بيشترى چرخش آنها را هم به زبان آورده و بآسيايش مانند ساخته و تعبير هفت آسمان از نظر چرخش و گردش گوناگون اختران معروف شده زيرا هفت سياره از دير زمانى معروف آدميان بودهاند و امروز هم دانش فلكي فضا را به هفت طبقه مشخص نموده كه شرح آن را در شرح خصال در باب هفتگانه بيان كرديم و معتقدات هيئت بطلميوسى منظور آيات قرآن و تعبير اخبار نيست و اين فرضيه باطل شده است ( پايان ) .
« و تاريكها و روشنى ساخت » يعنى آنها را برآورد و نمودار كرد و فرق ميان « خلق » و « جعل » يك مفعولى اينست كه در خلق اندازهگيرى منظور شده و اصالت دارد ولى جعل امريست ضمنى و فرعى كه به خودى خود وجودى ندارد چنانچه ثنويه ظلمت را يك مبدء جدا و اصيل دانستهاند بلكه ظلمت نابودى نور است و سايه موجودى نورانى ، بود و نمود دارد و از اسباب و اجرام بسيارى تراود كه بلفظ جمع آورده و اگر منظور از نور هدايت باشد كه روشنى دلها است باز هم ظلمت بمعني گمراهى تعدد دارد زيرا راه راست يكى است و راه كژ هزارها كه بر اثر انحراف از آن در هر نقطه محقق ميشوند .
« در شش روز » مشهور اينست كه مقصود بروزها در اينجا همان اندازهء روزهاى دنيا است و در روايتى از ابن عباس آنها را از روزهاى آخرت دانسته كه هر روزى هزار برابر سال شماره شما آدميانست من ميگويم : با اين خبر نميشود آيه را از ظاهر خودش برگرداند ، و چرا خدا كه ميتوانست همه چيز را در چشم بهمزدنى بيافريند جهان را در شش روز بتدريج آفريد براى اينكه :
1 - پندى باشد براى فرشتهها كه آفريده بود زيرا عبرت پذيرى در تدريج بيش