تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
ولى هر گاه يك فرد متناهى است لازم نيست همه با هم متناهى باشند و اگر يك جزء تركيبى تجزيه پذير نيست ، نبايد مجموع اجزاء تجزيه پذير نباشند و اگر يك جزء رشته واجب بالذات باشد لازم نيست كه مجموع رشته واجب بالذات باشند ، زيرا در اين موارد تنهايى اثر دارد . ب - آنچه محقق دوانى و جز او بدان اشاره كرده‌اند : بسا كه عقل ببديهه يا حدس بطور اجمال حكمى به كلى يا فرد دارد چه متناهى باشند يا نامتناهى با اينكه اگر يك فرد خاصى را ابتداء در نظر گيرد در حكم آن متوقف بماند ، چنانچه عقل بطور اجمال حكم مىكند باينكه هر پديد آرنده بايد پيش از پديد شده وجود داشته باشد ، سپس ثابت مىكند بواسطه آن كه نميشود ماهيت علت وجود خودش باشد ، و اين قضيه در همه كبراهاى شكل اول نسبت به اصغر ثابت است كه اصغر بطور كلى نزد عقل محكوم است به حكم اكبر نه بطور خصوصى و تفصيل ( پايان ) و به اين مقدمه برهان سلمى ( در ابطال تسلسل ) تتميم مىشود ، زيرا هر يك از ابعاد مفروضه بايد در ما فوقش يافت شوند و همچنين است مجموع نامتناهى ج - برخى امور اعتباريه زائيده عقلند و اگر عقل آنها را نيافريند به هيچ وجه در نفس الامر نباشند ، و اين در صورتيست كه موصوف و وصف و نسبت و اضافه همه اعتبارى محض باشند و باعتبار عقل و فرض او وابسته باشند ، چون نفس ، عدد بىمعدود خارجى ، زيرا عدد عرضى است كه جز بوجود معدود تحقق ندارد ، و وجود وجود و لزوم لزوم همچنين هستند زيرا جز باعتبار عقل تحقق ندارند ، نسبت اعتبارى محض و انطباق آحاد دو رشته مفروض هم زائيده عقلند و با قطع اعتبار و عقل منقطع ميشوند ، و برخى اتصافات و نسب زائيده عقل نباشند بلكه در واقع تحقق دارند و گرچه فرض كسى نباشد چون لوازم ماهيت و اوصاف واقعى . زيرا ما ببديهه ميدانيم كه عدد زوج است يا فرد ، آسمان بالاى زمين است و پدر پدر است و پسر پسر ، و گرچه عقل فرض نكند بلكه اعتبار عقل تابع واقع متحقق است . و گر نه ميشد هر مفهومى را از هر چيزى برداشت كرد و پدر را پسر