و مكابره است .
ج - تقرير محقق طوسى است كه فاضل دوانى آن را آراسته ، و اعتراضات مشهوره بر آن وارد نيست ، و انطباق در آن برهانيست و جاى ترديد و توهم ندارد ، و كم و بيش آن از سوئيست كه نامتناهى فرض شده ، و آن اينست كه اين دو رشته علت و معلول باشند و مرتب و پيوسته بسوى بالا تا بىنهايت ، گوئيم جز معلول اخير دو رشته نامتناهى داريم كه يكى از نظرى همه علت و زاينده است و ديگرى به نظر ديگر همه معلول و زاييده شده آخرين معلول آغاز رشته زائيدهها است و يكى بالاتر آغاز رشته زايندهها ، و چون اين دو را بهم جفت كنيم كه هر زائيده در بر زاينده خود باشد لازم آيد كه رشته زائيده از سوى بالا بر رشته زاينده يكى فزون باشد ، چون هر زاينده خود زائيده است جز آخرين زائيده در رشتهها كه زاينده نيست .
و چون پس از تطبيق اين فزونى در آغاز نيست بناچار در سوى ديگر است ، زيرا ممتنع است در وسط باشد براى آنكه به ترتيب رشته بندى شده ، و انقطاع پديد شود و لازم آيد زائيده بىزاينده باشد كه پيش از او بود ، بينديش كه مطلب باريك است ، و اين دليل در جز رشته علل و معلول از يك مجموعه مرتب و مترتب جاريست زيرا هر مجموعه مرتب يكانش از نظر پيش و پس بودن بهر معنا و يا از نظر نسبتهاى واقعيه ديگر با هم تناسب دارند .
برهان 2 - تضايف است ، و تقريرش اينست كه اگر رشته علل نامتناهى باشد لازم آيد شماره معلول شدن بيش از علت بودن باشد و اين نشدنى است ، براى اينكه يكان هر رشته جز آخرين معلول هم عليت دارند و هم معلوليت دارند و هم شمارهاند و معلول اخير فزونست و معلوليتها رشته بر شماره عليتها يكى بيش است و معلولى بىعلت مىشود و آن محال است ، و اين دليل در هر رشتهاى كه يكانش نسبت واقعى دارند جاريست ولى جريانش در مقادير متصله مشكل است ، زيرا اثبات نسبت واقعى ميان حدود مفروضه آن مشكل است چون اين حدود صرف فرض عقلى است و واقعيت ندارند ، مگر آنكه گفته شود ، هر جزئى از اجزاء مقدار متصل بحسب واقع نه به مجرد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٤