تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و دليل ديگر : آيات و اخباريست كه دلالت دارند آسمانها و زمين در شش روز آفريده شدند زيرا پديده روز آخر پنج روز پيش دارد و در گذشته منقطع الوجود است ، و زمان موجود روز يكم پيش است بر زمان موجود آخرى به اندازه پايان دار پس همه متناهى و حادث باشند ، و زمان موجود هم كه ثابت ميكنند متناهى است نيز زيرا بعقيده آنها اندازه حركت فلك است ، و تأويل امام و كيفيت اندازه‌گيرى بدانها در تفسير آيات گذشت . و با دانستن آنچه از آيات و اخبار صريحه كه نقل كرديم ، آيا هيچ خردمندى كه بوى دين شنيده جرات دارد روى از همه برتابد و آنها را پشت سر اندازد و بتقليد فلاسفه پردازد ، و شبهه‌هاى نارواج و عقيده‌هاى تباه آنها را بپذيرد ، و به زودى بدانى كه آنها از تار عنكبوت سست‌ترند ، بفضل زنده‌اى كه هرگز نميرد . محقق دوانى در انموذجش پس از گفتگو در باره شبهه ايشان گفته : از خاطر مبر كه اگر دلائل قدم عالم در پيش خرد ناتمام باشد و بتواتر و اخبار پيغمبران كه بنياد بشرند و باجماع اهل ملل معلوم شود كه وحى الهى بحدوث عالم ناطق است و تاويل بردار نيست مگر بوجه بعيدى كه طبع سليم و ذهن مستقيم از آن نفرت دارد چاره‌اى نيست جز پيروى از پيغمبران در اين باره و پذيرش گفته آنان زيرا بزرگان فلاسفه خود را به آنها ميبندند و پندارند كه مايه گفته‌هايشان از آنها گرفته شده . در اين صورت پيروى از اين بزرگانى كه خداشان برگزيده ، و براى تكميل بنده‌ها گسيل داشته و براى ارشاد بصلاح معاش و معاد ، و فلاسفه پذيراى سخن آنهايند سزاوارتر است از تقليد فلاسفه كه خود معترفند به برترى پيغمبران از ايشان ، و بوابستن خود به آنها تبرك جويند ، و بسيار عجب است كه برخى فلسفه‌بافان بگمراهى خود پويند و گويند ، سخن پيغمبران تأويل دارد و ظاهرش مقصود نباشد با اينكه ما ميدانيم قرآن مجيد در بيشتر مسائل اعتقادى به طورى روشن گفته كه قابل تاويل نيست چنانچه امام رازى گويد : ممكن نيست كسى آنچه را پيغمبر آورده باور كند و