تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
كه تو خود را بود نكردى و چون توئى هم بودت نكرده » زيرا روشن است كه مقصود سائل از حدوث عالم اثبات صانع است زيرا حدوث عالم با وجود صانع پيوسته است ، و امام بوجود مخاطب پس از نبودش يعنى بحدوث زمانى استدلال كرد بر وجود صانع تعالى . و از دلائل حدوث است هر چه كه به اوليت خدا تعالى دلالت دارد زيرا اوليت تفسير شده باينكه خدا سبحانه پيش از هر چيز است « 1 » وجه ديگر : همه آيات و هر روايتى كه دلالت دارند بر نابودى همه موجودات كه برخى در اينجا گذشت و برخى در مجلد سوم ، با پيوست مقدمه‌اى كه معتقدان بقدم عالم پذيرفته‌اند ، و آن اينست كه هر چه قديم باشد نابود نشود « 2 » و در احتجاج ( 129 ) روايت شده كه زنديقى از امام صادق عليه السّلام در ضمن مسائلى پرسيد : روح بعد از بيرون رفتن از تن پاشيده شود يا بماند ؟ فرمود : بماند تا در صور دميده شود ؟ و آنگاه همه چيز نابود گردد و از ميان برود ، نه حسى بماند و و نه محسوسى ، سپس همه چيز برگردد چنانچه خدا آنها را آغاز كرده بود ، و آن چهار صد سال است كه آفرينش بجا ماند ، و ميان دو نفخه باشد . و دليل بر حدوث خصوص آسمانها آيات و اخباريست كه دلالت دارند بر شكافتن و از هم گسيختن و نورديده شدن آنها و بر پراكنده شدن اختران از آنها بتقريبى كه گذشت ، و همه آنها در مجلد سوم گذشته .
هامش
( 1 ) معنى اوليت و آخريت را در اوائل كتاب دانستى و محال است خدا تقدم زمانى بر جهان داشته باشد . ( 2 ) اگر باخبار صادقين ثابت شود كه همه اجزاء عالم جسمانى و توابعش پيش از قيامت نابود شوند تا آنجا كه خود زمان هم نماند البته دليل بر حدوث آن باشند ولى بىاشكال نيست ، خصوص كه در اخبار براى آن وقت تعيين شده و آن دليل است كه زمان نابود نشود ، و دليل ديگر استثناءمَنْ شاءَ اللَّهُاست ازوَ نُفِخَ فِي الصُّورِچنانچه در آيه 68 سوره الزمر است بلكه ظاهر آيه از خود رفتن اهل آسمانها و زمين است نه نابودى همه موجودات ( پاورقى صفحهء 257 )