ابداء به كار نروند مگر بمعنى هست كردن بعد از نيست بودن .
محقق طوسى - ره - در شرح اشارات گفته : اهل لغت فعل را بپديد كردن چيزى تفسير كردند ، و باز گفته : صنع ايجاد چيز نبوده است ، و در لغت ، ابداع پديد كردنست ، و بدعت پديدههاى امور هم از اين ماده است ، خلق ، به پديد كردن چيزى بىنمونه تفسير شده ، ابن سينا در رساله « الحدود » گفته : ابداع دو مفهوم دارد يكى بود كردن چيزى و نه از چيزى و نه بواسطه چيزى دوم وجود ناشى از علت بىابزار و واجب الوجود كه خود هيچ از خود نداشته .
و در ملل و نحل از ثاليس ملطى نقل كرده كه : ابداع هست كردن نابود است ، و چون بودكنندهء همه بودهها است پس بود ساختن از ناچيز قديم است ، و هر كه در آيات و اخبار بررسى كند شكى برايش نماند در اين باره چون فرموده او : « خلقت از چيزى نبوده تا ابتكار باطل باشد ، و علتى نداشته تا ابداع درست نباشد » با اينكه در بيشتر نصوص متقدمه تصريح بحدوث به همان معنا شده بطورى كه قابل تأويل نيست ، و با پيوستن آنها به يكديگر قطع به مقصود حاصل شود .
و براى اينست كه اكثر اعتقادات اصولى چون معاد جسمانى و امامت امير المؤمنين عليه السّلام و مانند آنها در كلام صاحب شرع بعبارات گوناگون و روشهاى چند وارد شده تا از جميع آنها جزم بمراد برآيد ، با اينكه خود آنها داراى دليلهاى عقلى اجماليند كه هر كه انديشه كند در آنها مقصود را ميداند ، آيا نظر نكنى بفرمودهشان عليه السّلام در چند جا كه « اگر كلام قديم باشد بايد معبود دومى باشد » و بفرمودهشان « چگونه ميتواند آفريننده چيزى باشد كه پيوسته با او بود » كه خود اشاره دارد جعل به قديم تعلق نگيرد ، زيرا علت وجود بخش است يا وجود نگهدار كه نخست علت موجده است و دومى مبقيه ، و موجود قديم محال است علت موجده داشته باشد به حكم فطرت سالم خواه آن علت مختار باشد و يا موجب ، ولى اوّلى اوضح و اظهر است .
و آنچه مايه آگاهى است بر آن مشاهده پديدههاست كه نخست اثر علت در آنها وجود بخشى است و پس از آن در هر آنى نگهدارى آنست ، و اگر ممكن از
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٥