گفته ، و محقق طوسى آن را پسنديده ره - و هم سيد شريف و ديگران .
و بدان كه آنچه ما اثبات آن را خواهانيم بستگى بتحقيق اين امور ندارد ، زيرا مورد اجماع اهل ملل و نصوص متواتره اينست كه همه آنچه جز خدا تعالى وجود دارد زمان بودش از سوى ازل پايان پذير است ، و وجودش آغازى دارد ، و ازليت و وجود بىنهايت منحصر بپروردگار سبحانست ، خواه پيش از پديدهها زمان موهوم باشد يا دهر چنانچه به زودى آن را ميفهمى ان شاء اللَّه تعالى .
مقصد دوم در تحقيق احوال اين مسأله
بدان كه ميان مسلمانان خلافى نيست بلكه ميان همه ارباب ملل در اينكه جز پروردگار و صفات كمالش هر چه هست حادث است بدان معنا كه ما گفتيم و هستى آن را آغازيست ، بلكه ضرورى دين شمرده شده ، و سيد داماد در قبسات آن را مورد اتفاق همه انبياء و اوصياء دانسته ، و صاحب ملل و نحل در كتاب نهاية الاقدام با تصحيح محقق طوسى - ره - گفته : مذهب حق همه ملل اينست كه : جهان پديد شده و آفريده است آغازى دارد ، خدا تعالى آن را آفريده و ابتكار كرده پس از آنكه نبوده ، و خدا بوده و با او چيزى نبوده ، و جمعى از بزرگان حكماء و فيلسوفان ديرين چون تاليس ، انكساغورس ، انكسيمالس ، از ملطيان ، و چون فيثاغورس و انباذقلس ، سقراط ، افلاطون از آتن يونان و گروهى از شعراء و پيشينيان و مرتاضان موافق آنهايند .
و قول بقدم عالم و ازلى بودن حركات پس از اثبات صانع و اعتراف به علت اولى تنها پس از ارسطو پيدا شده زيرا او با قدماى حكماء در اين مسأله صريحاً مخالفت كرد ، و اين گفته را در آورد بدليلهائى كه آنها را حجت و برهان پنداشت ، و شاگردانش مانند اسكندر افروديسى ، ثامسطيوس و فرفوريوس صريحاً بدان اعتراف كردند و برقلس كه منسوب بافلاطون است در اين مسأله كتابى نگاشته و اين شبههها را در آن ذكر كرده .