تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
و در پيرامون زمان ما مردم بمطالعه كتب فلسفه حريصند ، و از بررسى قرآن و سنت و اخبار أئمه دين رو گردانند ، و دورى دوران أئمه مايه ترك آثارشان شده و خموشى انوارشان ، و حقايق شرعيه با اصطلاحات فلسفه بهم مخلوط شدند و مسأله حدوث عالم مورد اختلاف شديد گرديده ، و بسيارى از عالم نمايان ديندار رو به شبهه‌هاى گمراه‌كنندگان فلسفه‌بافان آوردند ، و آنها را ميان مسلمانان رواج دادند ، و گمراه شدند و گمراه كردند ، و بر پيروان شريعت طعن زدند تا دلتنگ شدند و اندك و تا كار به جائى رسيده كه برخى معاصران از آنها به زبان آورده و بنوك خامه كشيدند كه جز يك خبر در بارهء حدوث عالم وجود ندارد و آن « بود خدا و نبود با او چيزى » است ، سپس آن را هم برأى فاسد خود تفسير كردند . براى اينست كه من در اين باب اكثر آيات و اخبار شك برانداز و ريبه گداز را نقل كردم ، و بدنبالش مقاصدى آراسته و مباحثى دقيق آوردم تا شبهه‌هاى آنها را از بيخ بركنم ، و لشكر شكوكشان را از پايگاه خود بگريز وادارم به منظور محكم ساختن قواعد دين ، و بركنارى از خشم‌هاى پروردگار جهانيان ، چنانچه از سيد مرسلين صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه چون بدعت در امت من پديدار شود بايد عالم علم خود را پديدار كند و گر نه بر او باد لعنت خدا و فرشته‌ها و همه مردم .

مقصد يكم - در بيان معانى حدوث و قدم

حدوث دو معنى مشهور دارد ، ذاتى و زمانى ، از كلام شيخ ( الرئيس ) برآيد كه حدوث نبودن پيشين است يا در ذات حادث كه مىشود حدوث ذاتى ، يا در زمان كه مىشود حدوث زمانى ، و ظاهر هم همين است زيرا متبادر از آن اينست كه نبوده پس وجود يافته ، و بر او اعتراض شده كه تقدم عدم بر وجود بالذات معنا ندارد ، زيرا تقدم ذاتى نزد آنها همان تقدم علت است ، و تقدم عدم علت بر وجود جمع دو نقيض است ( يعنى علت هم باشد و هم نباشد ) . محقق طوسى ره گفته : حدوث پيش داشتن ديگريست و آن ديگر اگر تنها