تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
علت باشد حدوث ذاتى است ، و اگر عدم باشد حدوث زمانى است ، و بر اين هم همان اعتراض وارد است ، چون معلول در مرتبه ذات علت نيست و پس از اين نيستى هست شده چون بايد وجود علت پيش از وجود معلول باشد ، و تقدم نيستى معلول بر وجود جز همان تقدم ذاتى كه تقدم بعليت باشد نيست و همان اعتراض برميگردد ، و حكماء را در اينجا اعتراضها و جوابها است كه مناسب مقصود كتاب ما نيست ، و بيشتر آنها در حواشى محقق دوانى و ديگران بر شرح جديد تجريد ذكر شده . و خلاصه اينكه اطلاق حدوث بر اين معنى صرف اصطلاح است و موافق عرف و لغت نيست ، و در حقيقت برميگردد به ترتيب وجود معلول بر وجود علت زيرا عقل حكم كند كه او بود پس اين بود شد . سيد داماد يك معنى سومى ثابت كرده بنام حدوث دهرى آنجا كه گفته : نيستى براى ممكن سه تا است : 1 - نيستى ذاتى كه هر ممكنى موجود هم كه هست آن نيستى را دارد چون وجود او از ديگريست . 2 - نيستى غنچه‌اى براى هر حادث زمانى زيرا پيش از وجودش در غنچه زمانست . 3 - نيستى صرف دهرى پيش از لحاظ او در غنچه زمان ، و در نيستى اول مقابل هستى نيست زيرا يكم آنها در حال وجود تحقق دارد و بر وجود سبق ذاتى دارد ، و دومى هم يك امتياز زمانى است ، اينست كه از شرائط تناقض وحدت زمانست پس آنچه مقابل وجود است نيستى صرف است كه حد و مرزى ندارد ، و امتيازى از نظر حال در آن نيست . و در اين باره تحقيق طولانى كرده و خلاصه‌اش اينست كه براى موجودات دو وعاء ديگر جز زمان ثابت كرده بنام دهر و سرمد ، و گفته زمان رابطه متغير است با متغير و دهر رابطه ثابت است با متغير ، و سرمد رابطه ثابت است با ثابت و بر آن