تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
را شايد كه به ماه رسد و نه شب پيش از روز باشد ، 40 - يس » يعنى روز پيش از او بوده . در كتاب النجوم سيد بن طاوس به چند سندش از ابن ذى العلمين مانند آن را آورده و به چند سند بكتاب الواحده ابن جمهور عمّى مانند آن را آورده . تحقيق و توضيح بدان كه بر اين خبر اشكالاتى وارد است : 1 - ظلمتى كه شب آورد نبودن نور است كه روز از آنست و عدم حادث مقدم بر وجود آنست . جواب ظلمت عدم مطلق نيست بلكه عدم ملكه است يعنى تاريكى در جاى نور ، و به اين معنا ممكن است مقدم باشد بر نهار يا مؤخر ، و حاصل اينست كه آغاز آفرينش جهان روز است يا شب . 2 - هنگامى كه خورشيد آفريده شد ناچار در يك روى زمين شب است و در يك روى آن روز و هيچ كدام بر ديگرى پيش نيست . جواب مقصود از سؤال معظم آبادانى جهانست كه در آغاز شب بوده يا روز نه همه روى زمين . 3 - مقصود از طالع دنيا چيست ؟ زيرا هر نقطه‌ى از زمين يك طالعى دارد ، و هر نقطه از نقاط منطقة البروج طالع يكى از آفاق جهانست . جواب ممكن است مقصود از طالع دنيا طالع قله زمين است يعنى جايى از ربع مسكون در وسط خط استواء به طول غربى يا شرقى نود درجه و بسا كه مقصود از آن نقطه‌اى از زمين باشد به طول نود درجه و عرض 33 درجه كه وسط اقاليم سبعه است و خاصيتش اينست كه چون خورشيد به نصف النهارش برسد به همه جاى ربع مسكون بتابد و روز باشد و همين است نكته تخصيص بدان ، و ممكن است طالع در اينجا از نظر كعبه باشد كه وسط زمين است از نظر مردم و شرع و شرافت . 4 - كواكب سبعه در شرف خود بودند ، بنا بر قواعد و اصطلاح منجمان درست نميشود ، زيرا شرف عطارد در سنبله است و شرف خورشيد در حمل ، و عطارد هيچ وقت به اندازه نيم دائره از خورشيد دور نميشود ، و طبرى و جز او در اين باره بخطا